قشون موصل رساند .
ابو الهيجاء لشكريانى را كه قرار بود براى او بفرستد ، همراه فرزندان خود ، فرستاد . اين سپاهيان در قريهء « باكلبا » از توابع اربل گرد آمدند .
جاولى با هزار سوار به مقابله با قشون جكرمش پرداخت . جكرمش دو هزار سوار در اختيار داشت و شكى نبود در اينكه او جاولى را دستگير خواهد كرد .
اما چون براى جنگ صف آرائى كردند جاولى دليرانه از قلب سپاه خود به قلب لشكريان جكرمش حمله برد به نحوى كه همه بر جان خود بيمناك شدند و فرار را برقرار ترجيح دادند . در نتيجه ، جكرمش تنها ماند و چون مفلوج بود نمىتوانست بگريزد . قدرت سواركارى نداشت و او را در تخت روان حمل مىكردند . و هنگامى كه كسان او از ميدان گريختند ، ركابدار سياه پوست وى دليرانه با دشمنان وى به جنگ پرداخت و از جان او دفاع كرد . يكى از فرزندان ملك قاورت بن داود نيز كه احمد نام داشت شانه بشانهء او مىجنگيد تا اينكه نيزهاى خورد و مجروح شد و گريخت و در موصل درگذشت .
كسان جاولى نتوانستند بر جكرمش دست يابند مگر هنگامى كه ركابدار سياه پوست او كشته شد . آنگاه جكرمش را گرفتند و اسير كردند و به حضور جاولى بردند .
اما سپاهيانى كه جكرمش خواسته بود دو روز پس از حركت او به موصل رسيدند و هنگامى براى جنگ آماده شدند كه جكرمش و قشونش شكست خورده بودند . مشيت الهى چنين بود و هميشه كار به نحوى انجام مىشود كه خداوند خواسته است
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩