محاصرهء موصل بوسيلهء جاولى سقاوو و درگذشت جكرمش
چون سپاهيان جكرمش شكست خوردند و گريختند و خود جكرمش نيز اسير شد ، اين خبر به موصل رسيد . بزرگان موصل دربارهء جانشينى زنگى فرزند جكرمش كه پسر يازده سالهاى بود به مشورت نشستند به نام او خطبه خواندند . از اعيان شهر نيز دعوت كردند و در خصوص پشتيبانى زنگى از آنان يارى خواستند . آنان نيز اين درخواست را پذيرفتند .
نگهبان قلعهء موصل يكى از بردگان جكرمش بود كه غزغلى نام داشت . او در مقام خود قيام نمود و اموال و اسبان و تجهيزاتى را كه جكرمش گرد آورده بود در ميان سپاهيان پخش كرد و به سيف الدوله صدقه و قلج ارسلان و برسقى ، شحنهء بغداد ، نامههائى نوشت و استدعا كرد كه با لشكريان خود به يارى مردم موصل بشتابند و پيشروى جاولى را متوقف سازند . و نگذارند كه بر موصل دست يابد .
آنان همه پاسخهاى مساعد فرستادند و وعده دادند كه بار ديگر شهر موصل را به جكرمش واگذارند .
در اين ميان سيف الدوله صدقه ، اطاعت امر سلطان محمد را در نظر گرفت و به نامهء غزغلى جواب مساعد نداد .
اما احوال برسقى و قلج ارسلان را ذكر خواهيم كرد .
جاولى ، كه كرماوى بن خراسان تركمانى و امراى ديگرى همراهش بودند و افرادش مرتب افزايش مىيافتند ، وقتى كه موصل را محاصره كرد فرمان داد هر روز جكرمش را بر روى قاطرى نشانده بگردانند