در بيرون در محل اجلاس نصر گروهى از شاعران گرد آمده بودند ، يكى از آنها گفت :
« على بابك المعمور مننا عصابة * مفاليس فانظر فى امور المفاليس »
« و قد قنعت منك العصابة كلها * بعشر الذى أعطيته لابن حيوس »
« و ما بيننا هذا التقارب كله * و لكن سعيد لا يقاس بمنحوس »
مفاد اين ابيات هم به فارسى اين است كه : « بدرگاه آبادت گروهى از تهى دستان گرد آمدهاند و در كار اين مفلسان نظرى ( به عنايت ) كنى همهء ( افراد ) اين گروه به ده يك آنچه به ابن حيوس ( كرم ) كردى قانع هستند . البته بين ما همه با او تقاربى نيست و لكن نيك بخت را با تيره روز قياس نكنند ! نصر گفت : اگر گوينده گفته بود بمانند آنچه كه به او ( ابن حيوس ) دادهاى بما نيز بده ، ميدادم ، و امر كرد برابر نيمى از آنچه كه به ابن حيوس دادند به آنان بدهند ، در اين سال اسپهدوست بن محمد بن حسن ابو منصور ديلمى شاعر درگذشت . او ابن حجاج و ابن نباته و غيرهما را درك كرده بود . و متشيع ( شيعى ) بود ولى ترك كرد و در اين باره گفته است :
« و اذا سئلت عن اعتقادى تلت : ما * كانت عليه مذاهب الابرار »
« و اقول : خير الناس بعد محمد » * صديقه و انيسه فى الغار
مفاد اين دو بيت به فارسى اين است كه : « هر گاه از اعتقاد من سؤال شود گويم كه اعتقاد من به راه و روش ابرار است و ميگويم كه بهترين مردم بعد از محمد ، صديق و يار او در غار است .
در اين سال رئيس العراقين ، ابو احمد نهاوندى كه عميد بغداد بود . و شريف ابو جعفر بن ابى موسى هاشمى حنبلى ( مذهب ) و رزق اللّه بن محمد بن احمد ابن على ابو سعد انبارى ، خطيب ، فقيه حنفى كه بسيار حديث شنيده و ثقه و حافظ بود . و طاهر بن احمد بن بابشاد نحوى مصرى درگذشتند ، شخص اخير الذكر در رجب بسبب سقوط از بام مسجد ( جامع ) ، عمرو بن العاص در مصر درگذشت و همچنين عبد اللّه بن محمد بن عبد اللّه