و روستاها را غارت و جدا ( از مراكز ) كرد . و وصول خواربار را از راه آب و خشكى بر مصر به بست . پس از آن قيمتها بالا رفت و نرخها گران شد و مرگ و مير بسبب گرسنگى افزون گرديد و دست سپاهيان در قاهره به قتل و غارت مردم دراز شد و وباء توسعه يافت تا آنجا كه افراد يك خانواده همگى در يك شب ميمردند .
گرانى چنان شدت پيدا كرد كه آوردهاند كه زنى قرصى نان را بهزار دينار بخورد . من ( مؤلف ) اين كار را بعيد ميدانم و گفته شد كه : كالاهائى كه ارزش آنها هزار دينار بود به سيصد دينار فروخته و از پول آن گندم خريده شد . و باربرى آن را بر دوش بار كرده ميبرد در بين راه آن گندم بغارت رفت . خود آن زن كه گندمها از او بود نيز غارت شد آنچه به دستش ماند مقدارى گندم بود كه فقط قرص نانى از آن تهيه كرد و خورد .
ناصر الدوله راه آب و خشكى را قطع كرد ، جهانى ( ! ) به هلاكت رسيد ، و بيشتر ياران المستنصر بمردند و بسيارى هم از آنها پراكندند .
تركان از قاهره به ناصر الدوله دربارهء صلح پيام فرستادند و صلح كردند و قرار بر اين گذاشتند كه تاج الملوك شاذى بنمايندگى ناصر الدوله در قاهره باشد و بوسيلهء او مال براى او فرستاده شود و هيچكس ديگر جز او حكم نكند .
همين كه تاج الملوك وارد قاهره شد ، از قاعدهاى كه ( دربارهء ارسال اموال ) گذارده شده بود عدول كرد . و اموال را بىآنكه براى ناصر الدوله بفرستد براى خود گرفته و چيزى نفرستاد .
ناصر الدوله به جيزه رفت و شاذى و سايرين از سركردگان ترك را نزد خود خواند . بيشتر آنان را كه دعوت كرده بود رفتند و او همهء آنها را دستگير كرد و مصر را از دو جهت مورد غارت قرار داد و بسيارى از آباديها را بسوزاند . المستنصر براى سركوبى او سپاهى گسيل داشت و او را در تنگنا قرار دادند و منهزم شد و همچنان در حال فرار بود كه گروهى گرد خود جمع آورد و برگشت و با آن سپاهى اعزامى المستنصر بجنگيد و شكستشان داد و منهزم شدند . و خطبه بنام المستنصر را
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٢