تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
موسى بموصل برگشت ، جكرمش بدنبال او رفت و موصل را مدتى طولانى محاصره كرد . موسى از امير سقمان پسر ارتق طلب يارى كرد . سقمان در آن موقع در دياربكر بود ، موسى دژ كيفا و ده هزار دينار بخاطر يارى كه به او مىكند ، بوى داد سقمان بدان صوب عزيمت نمود و جكرمش از محاصرهء موصل دست كشيده از آنجا رفت . موسى براى پيشواز از سقمان از شهر بيرون آمد ، همين كه نزديك به روستائى بنام « كراثا » رسيد ، گروهى از غلامان قوامى ( هواداران قوام الدوله كربوقا ) بر سرش تاخته او را كشتند : يكى از آنها تيرى به او پرتاب كرد و كشته شد يارانش به حال انهزام بازگشتند و جسد موسى در تپه‌اى در آنجا به خاك سپرده شد كه اكنون معروف به « تل موسى » است . امير سقمان به حمصن ( پناهگاه ) كيفا برگشته و آنجا را تصرف نمود و تا بامروز كه سال ششصد و بيست است در دست فرزندان اوست . و صاحب آن در اين هنگام غازى بن قرار ارسلان بن داود بن سقمان بن ارتق است . جكرمش دوبارهء قصد موصل نموده و روزى چند آن را محاصره كرد ، سپس با صلح و مسالمت ، شهر بوى تسليم شد و با مردم نيكرفتارى كرد ، و قواميان كه موسى را كشته بودند گرفته آنها را كشت . بعد از آن بر خابور و متصرفات اعراب و كردها چيره شده و آنها از او اطاعت كردند .

بيان احوال صنجيل فرنگى و ماجراى او در حصار طرابلس

صنجيل فرنگى ، خدا لعنتش كند ، با قلج ارسلان بن سليمان بن قتلمش ، صاحب قونيه ، روبرو شد . صنجيل يكصد هزار جنگجو تحت فرماندهى خود داشت و قلج ارسلان با عدهء قليلى با وى بمقابله پرداخت و جنگ كردند و فرنگيان منهزم شدند و گروه زيادى كشته دادند و عدهء زيادى از آنها هم اسير شدند و قلج ارسلان با غنائم بسيار و پيروزى كه بحسابش در نيامده بود ، بمقر حكمرانى خويش بازگشت . صنجيل با سيصد نفر به حال انهزام به شام رسيد ، فخر الملك ابن عمار حكمران طرابلس به امير ياخز ، جانشين جناح الدوله در حمص و همچنين به ملك دقاق بن تتش