تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
نصارى مىشود . رجار يك پاى خويش به هوا بلند كرد « و بادى بزرگ از شكم او رها شد ! » و گفت : به حق دين خودم كه اين ( بادى كه در كردم ) از سخن شما بهتر است ! گفتند : چگونه است آن ؟ گفت : هر گاه باينجا برسند و نزد من بيايند ، دچار زحمات بسيار خواهيم شد ، كشتيها خواهند كه به افريقيه بروند و سپاهيانى نيز از من بخواهند . و چنانچه بلاد را فتح كردند ، بلاد از خودشان خواهد شد و سيورسات آنها از صقليه خواهد بود . و آنچه از مال ، از فروش غلات در سال به من ميرسد ديگر بدست نخواهد ماند و هر گاه كامياب نشدند باز هم به بلاد من بازميگردند و از آنها در آزار و رنج ميفتيم و تميم به من خواهد گفت كه نسبت به او غدر كرده‌ام و پيمان شكنى روا داشته‌ام ! و رفت و آمدها ميان ما بريده و ( روابط ) قطع مىشود . بلاد افريقيه براى ما باقى است . هر زمان كه نيرو پيدا كرديم آن را خواهيم گرفت . رسول بردويل را احضار كرد و به او گفت : اگر تصميم به جهاد با مسلمانان گرفته‌ايد ، بهتر آنكه برويد بيت المقدس را فتح كنيد و آنجا را از دست ( مسلمانان ) خلاص كرده كسب افتخار نمائيد . اما افريقيه ميان من و مردم آن عهود و سوگندهائى در ميانست . پس فرنگيان مجهز شده و رو به شام آوردند . آورده‌اند كه : ياران مصر از علويان چون نيرومندى سلجوقيان بديدند ، و استيلاى آنها را بر بلاد شام تا غزه به نظر آوردند كه ميان آنها و مصر ولايت ديگرى كه مانع پيشروى آنها باشد وجود ندارد . و ورود اقسيس بمصر و محاصرهء آن را گواه بودند ، بترسيدند و به فرنگيان پيام فرستادند و آنها را به خروج بر شام و تصرف آنجا دعوت نمودند كه آنها ميانشان با مسلمانان ، مانع باشد و خدا داناتر است . همين كه فرنگيان تصميم گرفتند قصد شام كنند ، به قسطنطنيه رفتند كه با عبور از تنگه رو به بلاد مسلمانان گذارند و در خشكى پيشرفت كنند كه براى آنها آسانتر مينمود . چون به قسطنطنيه رسيدند ، پادشاه روم مانع از عبور آنها از بلاد خود شد و گفت : من امكان نميدهم از بلاد ( من ) به قصد بلاد اسلام عبور كنيد مگر اينكه سوگند