كرده بود .
امير آخر ملكشاه كه از اكابر امراء و امير مسعود بن تاجر همراه او بودند . پدر امير مسعود سرفرمانده سپاه داود نياى ملكشاه بوده و مسعود را جايگاه بلند و منزلتى بزرگ نزد همگان بود . ميان امير آخر و ارسلان ارغون دوستى قديمى وجود داشت ، ارسلان به او پيام فرستاد استمالتش نمود و او را دعوت به طاعت خود كرد و امير آخر دعوتش را پذيرفت . در آن اثنا مسعود بن تاجر باتفاق فرزندان بديدار امير آخر رفت . او آنها را گرفت و كشت ، و بوربرس ضعيف و از ارسلان ارغون منهزم و سپاهش پراكنده و خودش اسير شد ، و او را با برادرش نزد ارغوان بردند . بوربرس را در ترمذ زندانى كرد پس از يك سال امر كرد كه خفهاش كند و كردند و اكابر سپاه خراسان ، كسانى را كه از آنها بيمناك بود و از تحكم آنها بر خود ميترسيد كشت وزير خود عماد الملك را به سيصد هزار دينار مصادره نمود و او را كشت و باروى شهرهاى خراسان را ويران كرد ، از جمله باروى سبزوار و مرو شاهيجان و دژ سرخس و قهدز نيشابور و باروى شهرستان و غير ذلك همه آنها را بسال چهار صد هشتاد و نه ويران كرد و سپس چنان كه بيان كرديم كشته شد .
بيان چيره شدن سپاه مصر بر شهر صور
در ربيع الاول اين سال سپاه بسيار از مصر به مرز صور در ساحل شام رسيده و آنجا را تصرف كرد . سبب آن اين بود كه حكمران آنجا كه نامش « كتيله » بود بر المستعلى فرمانرواى مصر عصيان ورزيد و سر از طاعت او به پيچيد . المستعلى ارتشى بدان صوب گسيل داشت و او را محاصره كرد و خود و همراهانش از سربازان و مردم عاصى كه با او بودند ، در تنگنا قرار داده ، سپس با زور شمشير آنجا را فتح كرد و خلق بسيارى كشته شدند و مال فراوان و گرانقدرى از شهر صور بغارت رفت و والى آنجا بدون زينهار و امان به اسارت درآمده او را بمصر فرستاده در آنجا كشته شد
.