كردند . آنها را هزيمت داد و ببدترين شكل آنها را غارت كرد و تركمانها گرد او افزون شدند و به بغداد برگشت .
صدقة به حله برگشته كه يوسف بن آبق وارد بغداد شد و خواست آنجا را غارت كرده دمار از روزگار مردم درآورد . اميرى كه با او همراه بود او را از اين كار منع كرد . سپس خبر كشته شدن تتش به او رسيد ، پس از بغداد بموصل و از آنجا به حلب رفت .
بيان جنگ ميان بركيارق و تتش و كشته شدن تتش
در صفر اين سال ، تتش بن الب ارسلان كشته شد .
سبب آن اين بود ، چون به نحوى كه بيان كرديم ، سلطان بركيارق را هزيمت داد از محل آن واقعه به همدان رفت ، در آنجا امير آخر تحصن اختيار كرده بود ، تتش از آنجا عزيمت كرد . امير آخر براى دستيابى بار و بنهء او بدنبال او رفت .
تتش برگشته او را شكست داد و آخر بهمدان بازگشت ، و از تتش زينهار خواست و به او تأمين داده و همراه او شد . بركيارق بيمار شد ، و تتش از بيمارى او آگاه شد و رو به اصفهان رفت . امير آخر از او اجازت گرفت كه به جرباذقان ( گلپايگان ) برود كه در آنجا ضيافتى بر پا نمايد و نيازمنديهاى آن فراهم آورد . تتش بوى اجازت داد و بدان صوب رهسپار گرديد و از آنجا به اصفهان رفت و خبر تتش را به آنها داد .
تتش از عزيمت امير آخر آگاه شد ، جرباذقان را بباد غارت گرفت و به رى رهسپار شد و با امرائى كه در اصفهان بودند ، مكاتبه كرد و آنان را به طاعت خود بخواند كه مال بسيار بدانها ارزانى خواهد داشت .
بركيارق در آن موقع مبتلا به بيمارى آبله بود ، امراء به تتش پاسخ دادند و نويد دادند كه به او خواهند پيوست همينقدر منتظرند بهبينند سرنوشت بركيارق ( از آن بيمارى ) چه خواهد بود .