تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بركيارق را از زندان بدر آوردند و در اصفهان بنام او خطبه خوانده او را به پادشاهى برداشتند . مادر بركيارق زبيده دختر ياقوتى پور داود و دختر عم ملكشاه بود و از خاتون مادر محمود نسبت به فرزند خود بركيارق بيمناك بوده ، و بپاخاستن غلامان نظاميه مر او را فرجى بود . تركان خاتون از بغداد بسوى اصفهان رفت . سپاه از تاج الملك طلب اموال كرد . وعده داده شد كه ميدهد . همين كه به قلعه برجين رسيدند ، تاج الملك بعنوان اينكه برود اموال از قلعه به زير آورد ، بدان قلعه بالا رفت . و چون مستقر در دژ گرديد ، بر خاتون عصيان ورزيد و از بيم سپاهيان به زير نيامد . سپاهيان بسوى او رفتند كه خزائنش غارت كنند در آن چيزى نيافتند . زيرا كه او آگاه از ماجرا شده ، آنها را پنهان كرده بود . چون تركان خاتون به اصفهان رسيد ، تاج الملك به او پيوست و پوزش خواست كه مستحفظ قلعه او را زندانى كرده بود و وى از آنجا گريخته است و خاتون عذرش بپذيرفت . و اما بركيارق ، همين كه خاتون و محمود فرزندش نزديك به اصفهان رسيدند . او با همراهانش ( غلامان ) نظاميه از اصفهان عزيمت نموده رو به رى نهادند . در آن اثناء ارغش نظامى ( مقصود هواخواه نظام الملك است . م ) با سپاهيانش با آنان ديدار كرده و جملگى متحد و يكپارچه و يگانه شدند . آنچه نظاميه ( هواداران نظام الملك ) را متمايل به بركيارق نموده بود . تنفر آنها از تاج الملك بود كه دشمن نظام الملك و متهم بقتل او بود . و همين كه گرد هم جمع آمدند قلعه طبرك را محاصره نموده آن را به زور گرفتند . خاتون سپاهيان خويش را براى نبرد با بركيارق گسيل داشت . فريقين نزديك به بروجرد با يك ديگر تلاقى كردند . گروهى از امراء كه در سپاه خاتون بودند از جمله : امير يلبرد . و كمشتكين جاندار و غيرهما به سپاه