و هم در اين سال احمد بن محمد بن صاعد بن محمد ابو نصر نيشابورى رئيس آن ديار درگذشت .
مولد او بسال چهار صد و ده بود و از دانشمندان بشمار ميرفت و همچنين عاصم ابن حسن ابن محمد بن على بن عاصم عاصمى بغدادى از اهالى كرخ درگذشت و او مردى با كياست و ظريف بود و او را اشعارى نيكو هست ، از جمله ابيات زير است :
فاذا على متلوّن الاخلاق * لو زارنى فأبثه اشواقى
و ابوح بالشكوى اليه تذللا * و افض ختم الدمع من اماقى
فعساه يسمح بالوصال لمدنف * ذى لوعة و صبابة مشتاق
اسر الفؤاد و لم يرق لموثق * ما ضرّه لو جاد بالاطلاق
ان كان قد لسسبت عقارب صدغه * قلبى فأن رضابه درياقى
مفاد اين ابيات به فارسى اينست كه : چه ميگذرد بر آن متلون الاخلاقى ( هر دم بت عيار بشكلى بدر آمد . . . در همين جمله يار متلون الاخلاق مفهوم دارد . م . )
هر گاه مرا ديدار كند و زبان اشتياق بر او بگشايم و با مسكنت شكايت به او بگويم .
و مهر از مژگان برگرفته ، سرشك ديده ببارم . تا مگر شايد اجازه وصال به اين مشتاق پرسوز و تشنه بدهد . دلم را به بند كشيده و در آزاد كردنش دقتى نشان نميدهد ، چه زيان خواهد كرد اگر به آزادى آن دهش و بخشش روا دارد و چنانچه زلفان كژدمش از بناگوش دلم را ريش كرده لعاب دهانش مرا ترياقى است .
و نيز از اوست :
فديت من ذبت شوقا من محبته * و حيرت من هجره فوق الفراش لقا
سمعته يتغنى و هو مصطبح * افديه مصطبحا منه و مغتبقا
و اخلفتك ابنة الكبرى ما وعدت * و اصبح الحبل منها واهيا خلقا