تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
با فرستادهء من در حضور پادشاه روم كردى چه تأمينى داشتى كه نزد من آمدى ؟ گفت : اندرز دوستم مرا وادار كرد بحضور برسم . ابن مروان او را به وزارت خود تعيين كرد و بلادش را آبادان ساخت . بعد از نصر الدوله وزارت پسر او كرد و سپس به بغداد رفت . و چنان كه ياد كرديم وزير خليفه شد و نيز همچنانكه ياد كرديم مأمور گرفتن دياربكر از بنى مروان شد . پس از آن سلطان دياربكر را از او گرفت . و فخر الدوله به موصل رفت و در آنجا درگذشت .

بيان غارت بصره بوسيلهء اعراب

در جمادى الاولاى اين سال اعراب بصره را به زشتترين وجهى غارت كردند . سبب اين بود كه چند سالى پيش مردى اشقر ( سرخ و زرد رنگ ) از آبادى النيل وارد بغداد شد و دعوى ادب و اختر شناسى كرد . و مردم را بدنبال خود كشاند . بغداديان او را توانگر پنداشتند و در يكى از كاروانسراها فرود آمده بود و جامه‌هائى از ديبا و غيره بدزديد و آنها را بر پشت خود بسته پنهان كرد و از كاروانسرا بيرون آمد و برفت . نگهبانان راه او را ديدند و مانع از سفر او شده ، متهمش كردند و نزد سركردهء خود بردند و او باحترام علم و حرمت دانش آزادش كرد . از آنجا نزد يكى از امراى عرب از بنى عامر رفت . قلمرو او تا بمرزهاى احساء ميرسيد و به او گفت : تو زمين را مسخر خوددارى و مالك آن هستى و نياكان تو با حاجبان چنان و چنين كردند و كارهاى آنها در تاريخها مشهور و مذكور است . پس غارت بصره و تصرف آنجا را در نظرش مستحسن جلوه‌گر ساخت . و او از اعراب گروهى زياده بر ده هزار جنگجو گردآورد و قصد بصره كرد . عميد عصمة در بصره حكومت داشت و از افراد سپاهى به پندار اينكه جهان امن و ايمن از متجاوزى است . جز عدهء كمى در آنجا با او نبودند زيرا كه مردم از هيبت سلطان خود را در بهشت ميپنداشتند . عميد با يارانش بمقابله با اعراب رفت و با آنها جنگيد و اعراب نتوانستند