تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
كرخ بغداد را آتش زد و در آن حريق از مردم و اموال آنها چندان هلاك كرد و تلف شد كه بشمارش نيايد و ديگر اينكه نسبت به رعيت و گرفتن مال كه آن را به منظور سلامت خود بين سپاهيان پخش كند ، ستمكار بود . خدايش سلامت نگاه نداشت و سودى از آن بيدادگريها نبرد و راست گفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلم آن جا كه ميفرمايد : كسى كه مردمى را با خشم خود راضى خواهد . خدا بر او خشم گيرد و مردم را بر او خشمگين سازد . آنچه از خشم خدا بر او رفت ، راه را بر دشمنانش هموار ساخت ، و گرفتار آمد و دشمنانش سعايت او نمودند . و وى بنا بدلخواه آنان هر چه ميخواستند ، از زياد « روى در امر دين و ستم به رعيت انجام داد . همسرش ، در حالى كه او در زندان بسر ميبرد . بدنبال پيش آمد گرفتارى او ، درگذشت . و خانه‌اش ويران گرديد . چنان كه گوئى نه از تاك نشان بود و نه از تاك نشان . پناه بر خدا از بدفرجامى سرنوشت . و از خدا ميخواهيم اعمال ما را ختم به خير نمايد . چندانكه دنيا و آنچه در آن هست زوال‌پذير است . و اما اين بقيه . همين كه كارش استوارى گرفت ، و با اموالى كه از ابى الفضل و هواخواهانش بدست آورد و جريان احوال بر مرادش پيشرفت . او نيز برگشته ستم به رعيت روا داشت . همه كارها بدست او انجام ميشد . آباديها خراب كرد ، عياران پيدا شدند . و آنچه خواستند كردند ، و اختلاف بين بختيار و تركان فزونى يافت . اين بقيه در اصلاح كار بين سبكتكين و بختيار اقدام كرد و هر دو با هم كنار آمدند ولى اين صلح و آشتى ، به زير خاكستر آتشى پنهان داشت . در آن حال سبكتكين با تركان نزد بختيار رفت و با او ديدار كرد . پس از آن اوضاع به همان فسادى كه داشت برگشت . علت اين دگرگونى حال با وجود صلح و آشتى چنين بود كه يكى از ديلميان ، به حال مستى بهنگام عبور از حريم خانه سبكتكين ، با زوبينى كه به دستش بود آن را به ديوار خانه سبكتكين پرت كرد و در آن فرو رفت ، سبكتكين آن را دريافت ، بانك بر غلامان خويش زد آنها را خواست و آن ديلمى مست را دستگير كردند . گمان سبكتكين اين بود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 41 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت