بيان آتشسوزى كرخ
در شعبان اين سال . كرخ دچار حريق شد و بسوخت . علت آن اين بود كه دستاق يان مردى عامى را بقتل رساند . عامهء مردم و تركان شوريدند . قاتل بترسيد و داخل بعضى از تركان شد . شورشيان وى را از آنجا كوبيده بيرون كشيدند و كشتند و نعشش را سوزاندند . و درهاى دستاقخانه ( زندان ) را گشودند و زندانيان از آنجا بيرون ريختند . وزير ابو الفضل به منظور دستگيرى جنايتكاران حركت كرد . و حاجبى را كه « صافى » نامداشت ، با گروهى بهمراه براى قتال با عامه به كرخ روان كرد . اين شخص ( صافى ) تعصبى افراطى در سنى بودن داشت . در عدهاى از اماكن كرخ آتش اندازى كرد و حريقى مدهش و عظيم در آن كوى رويداد . عدهء كسانى كه در آن آتشسوزى جان سپردند هفده هزار انسان ، و از اماكن سيصد دكان و بسيارى از ساختمانهاى مسكونى و سى و سه مسجد و اموال بىشمارى از مردم ، تلف شد و پاك بسوختند .
بيان عزل ابى الفضل از وزارت عز الدوله و وزارت ابن بقيه
هم در اين سال ابو الفضل عباس بن حسين ، در ذى حجه . از وزارت عز الدوله بختيار ، معزول گرديد و بجاى او محمد بن بقيه وزير شد و مردم از اين انتصاب در شگفت شدند زيرا محمد بن بقيه مردى وضيع ( از طبقهء پائين ) و پدرش يكى از زارعين بود . و لكن خود او ، به بختيار نزديك بود . و سرپرست آشپزخانه بود . و غذا تقديم بختيار ميكرد و دستمال سفر بر دوش داشت تا اينكه وزير شد .
وزير ابى الفضل زندانى شد . ديرى نپائيد كه درگذشت ، و گفته شده او را مسموم كردند .
در زمان وزارت خود ، جانب خدائى كارها را تضييع ميكرد . از جمله اينكه او