تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
بكند نزد او رفت همين كه به او رسيد خلف او را دستگير و زندانى كرد و در زندان بماند تا آنكه مرد و خلف چنين وانمود كرد كه خودكشى كرده است . چون سپاهيان خلف و فرمانده لشگرش خبران رويداد شنيدند . نيت آنها در اطاعت از خلف دگرگونه شد و او را مكروه شمردند و از ورود بشهرش جلوگيرى كردند و نسبت به يمين الدوله اظهار اطاعت نمودند و بنام او خطبه خواندند و براى او پيام فرستادند كس بفرستد تا شهر را به او تسليم نمايند . يمين الدوله همان كار كرد و آنجا را تصرف نمود و در اين سال آن نقطه در متصرفات او درآمد و سپس تصميم گرفت خلف و آنچه در دستش بجاى ماند است بگيرد و از مكر و فريبكاريهاى او راحت شود . و قصد او كرد و خلف در حصن الطاق بود و آن قلعه را هفت باروى محكم بود و گرداگردش خندقى عميق و عريض حفر كرده بودند كه عبور از آن ميسر نبود مگر بوسيلهء پلى كه از روى آن بايد گذشت و بهنگام بروز خطر آن پل از روى خندق برداشته ميشد . يمين الدوله با او بمنازعه پرداخت و او را در تنگنا قرار داد . و ليكن به او دسترسى پيدا نكرد ، پس به سپاهيان خويش امر كرد آن خندق را پر كنند كه عبور بدان سوى آن امكان‌پذير شود چوبها بريدند و با خاك در يك روز معبرى بوجود آوردند كه از آن راه خود را به قلعه رسانده نبرد كنند . چون آن معبر بوجود آمد لشكريان با فيلها كه همراه داشتند هجوم بردند و جنگ شدت پيدا كرد و كار بزرگ شد . بزرگترين فيلها بدروازهء باروى قلعه پيشرفتند آنها با دندانهاى خود دروازه از جاى بركنده و بدور افكندند . سپاه يمين الدوله آن را تصرف نموده و سپاه و ياران خلف به باروى دوم عقب نشستند . همچنان سپاهيان يمين الدوله ياران خلف را از باروئى به باروى ديگر تعقيب كردند و همين كه خلف ديد جنگ شدت پيدا كرده است و باروهاى قلعه تصرف مىشود و يارانش زبون شده‌اند . و آن فيل عظيم مردم را زير پاى خود له مىكند . دلش از ترس گوئى از جاى كنده شد و كس فرستاد زينهار خواست . يمين الدوله خواست او را اجابت كرد و دست از او برداشت و چون نزد يمين الدوله حضور پيدا كرد . مقدمش را گرامى داشت و به او احترام گذاشت و دستور داد در بلادى