محمد بن عبد اللّه بن محمد بن صالح فقيه مالكى بدرود زندگى گفت . مولد او سال دويست و هشتاد و هفت بود . از او خواسته شد قاضى قضاة باشد نپذيرفت و همچنين وليد بن احمد بن محمد بن وليد ، ابو العباس زوزنى ، محدث صوفى درگذشت وى از دانشمندان در حقايق بوده و تصانيف خوبى دارد .
376 سال سيصد و هفتاد و شش
بيان تصرف عراق از جانب شرف الدوله و دستگيرى صمصام الدوله
در اين سال ، شرف الدوله ابو الفوارس بن عضد الدوله از اهواز به « واسط » رفت و آنجا را متصرف شد ، صمصام الدوله ، برادرش ابا نصر كه نزد او محبوس بود .
به منظور جلب عطوفت شرف الدوله آزاد كرده نزد او روانه نمود . و شرف الدوله التفاتى بدان نكرد ، شكاف بين او و صمصام الدوله توسعه يافت . سپاهيان صمصام عليه او جنجال كردند ، و او با ياران خويش بمشورت نشست و دربارهء قصد برادرش و اطاعت از او گفتگو كرد . آنها او را از آن كار نهى كردند و برخى از مشاورين گفتند :
عقيدهء ما بر اين است كه به سوى « عكبرا » بالا رويم و آگاه شويم كه چه كسانى با ما و چه كسانى عليه ما هستند ، چنانچه عدهء ما فزونى يافت ، وارد پيكار به آنها شويم و اموال بيرون ريزيم . و هر گاه زبون شديم بموصل خواهيم رفت و آنجا و ساير بلاد جبل با ما خواهد بود و كار ما نيرو خواهد يافت و بناچار ميان ديلميان و تركان چشم و همچشمى و رشك پديد آيد و اختلال در امور پديد گردد ، آنگاه ما به مقصود ميرسيم .
و بعضى ديگر گفتند : عقيدهء ما بر اين است كه به « قرميسين » برويم . و از آنجا با عم خود فخر الدوله مكاتبه كرده از وى يارى بخواه و راه خراسان و اصفهان در پيش