تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
بجاى او ابو جعفر محمد بن يحيى ابن شيرزاد را وزير كرده بود . ابو جعفر مذكور كوشيد كه صلح ميان بجكم و بريدى برقرار شود كه شد . بريدى خراج واسط را بششصد هزار دينار تعهد كرد كه ساليانه آن مبلغ را بپردازد پس از آن ابن شيرزاد ( وزير بجكم ) پس از مرگ ابو الفتح وزير در « رمله » كوشيد كه ابو عبد اللّه بريدى را وزير خليفه نمايد . راضى به او نوشت و او قبول كرد و آن در ماه رجب بود آنگاه عبد اللّه بن على نقرى كه چنان كه بود نايب خود در دربار نمود كه نايب ابو الفتح وزير بود .

بيان مخالفت و ستيز « بالبا » با خليفه

بجكم بعضى از سالاران خود را بحكومت و امارت نواحى كشور فرستاد يكى از آنها « بالبا » مانند همه ترك بود بحكومت انبار منصوب شد . « بالبا » علاوه بر حكومت درخواست كرد طريق فرات تماما به او سپرده شود تا او بتواند سدى ميان ابن رائق و بلاد شام ايجاد كند . بجكم امور طريق فرات را هم به او سپرد و او سوى « رحبه » رفت و با ابن رائق آغاز مكاتبه و دوستى نمود و با « بجكم » و راضى ( خليفه ) مخالفت و ستيز كرد . كار او بالا گرفت و عظمتى يافت . « بجكم » آگاه شد عده از سپاه خود را براى سركوبى او فرستاد و آن عده را دستور داد كه در پيمودن راه و طى منازل بكوشند تا قبل از رسيدن خبر آنها او را غافل گير كنند . آن عده در مدت پنج روز به محل « رحبه » رسيدند و « بالبا » كه مشغول تناول طعام بود در حال غفلت دچار شد ناگزير نزديك جولاهه ( بافنده ) مخفى شد ولى او را پيدا كردند و گرفتند و ببغداد بردند . هنگام ورود سوار شترش كردند و با رسوائى بزندانش افكندند كه آن آخر كار و روزگار او بود .