جيرفت حمل كرد و اطباء و جراحين را براى معالجه وى احضار نمود و در معالجه او بىنهايت كوشيد . از او عذر خواست و نمايندگانى نزد برادرش عماد الدوله فرستاد كه عذر بخواهند و به او اطلاع داد كه برادرش عهد شكنى و خيانت كرده و خود مطيع و فرمانبردار مىباشد عماد الدوله از او پذيرفت و جواب داد و آنچه تقديم كرده بود مورد قبول واقع شد و باز صلح ميان آنها مستقر گرديد . تمام گرفتاران را آزاد و به آنها نيكى كرد .
خبر آن واقعه بمحمد بن الياس رسيد كه بر سر احمد بن بويه چه آمده از سيستان به شهر معروف جنابه ( گناوه ) رفت . ابن بويه او را قصد كرد و چند روز با هم نبرد كردند و عاقبت ابن الياس منهزم و ابن بويه پيروز شد .
بعد على بن كلويه را هم قصد كرد كه از او انتقام بكشد چون به او نزديك شد شبانه با اتباع خود پياده راه پيمود و شبيخون زد در آن هنگام باران بشدت مىباريد كشتند و اسير گرفتند . ابن بويه آن شب را بصبح رسانيد و باز آنها را ( بلوچها را ) دنبال كرد و بسيارى از آنها را كشت و على كلويه گريخت ابن بويه خبر فتح را براى برادرش عماد الدوله نوشت كه چگونه ابن الياس را مغلوب كرد .
عماد الدوله به او پاسخ داد كه در جاى خود بماند و هرگز نجنبد . آنگاه يكى از سالاران بزرگ را نزد او فرستاد و دستور داد كه احمد را ببازگشت بفارس مجبور كند او هم نزد برادرش بازگشت و در استخر اقامت گزيد تا آنكه ابو عبد اللّه بريدى كه از ابن رائق شكست خورده و گريخته به او پناه برد كه بجكم از طرف ابن رائق او را منهزم كرده بود . بريدى عماد الدوله را بگرفتن عراق وادار و تشويق كرد و كار را به نظر او آسان نمود او برادر خود ابو حسين معز الدوله را همراه بريدى براى فتح عراق فرستاد كه ما خبر آن را در تاريخ آينده سنه سيصد و بيست و شش شرح خواهيم داد
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٩