تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
ما ( مؤلف ) مىبايست هر حادثه را در سال خود وارد كنيم ولى در اينجا همه را جمع كرديم زيرا مختصر بوده تا اول و آخر حوادث بريده و فراموش نشود .

بيان اطاعت اهالى عمان نسبت بمعز الدوله و حوادث آن سامان

در آن سال معز الدوله لشكرى بعمان فرستاد و با نافع مولاى ( غلام ) يوسف بن وجيه مقابله كرد . يوسف مزبور مرده و نافع بر شهر و توابع استيلا يافته بود نافع هم غلام سياه بود اظهار اطاعت نمود و خطبه بنام معز الدوله خواند و نام معز الدوله را بر درهم و دينار زد چون لشكر معز الدوله بازگشت مردم عمان بر نافع شوريدند و او را از شهر بيرون كردند و قرمطيان را پذيرفتند كه اهل هجر بودند . قرمطيان هم روز بكارها رسيدگى مىكردند و شب بلشكرگاه خود پناه مىبردند . بياران خود كه در هجر بودند نوشتند كه ما اين بلاد را تملك نموديم و حال ما چنين است .

بيان حوادث

در شب شنبه چهاردهم ماه صفر قمر دچار خسوف شد كه تماما گرفته شد . در همان سال يك قبيله ترك بخزر رفت و خزرها از خوارزميان يارى خواستند ولى آنها از يارى خزر خوددارى كردند و گفتند : شما كافر هستيد اگر مسلمان شويد ما شما را يارى خواهيم كرد آنها همه مسلمان شدند فقط پادشاه آنها اسلام را نپذيرفت