تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

بيان عصيان اهالى سيستان

در آن سال اهالى سيستان نسبت بامير خود خلف ابن احمد تمرد كردند . خلف امير سيستان و مردى علم دوست و دانش پژوه و دوستدار دانشمندان بود . او در سنه سيصد و پنجاه و سه براى اداى فريضهء حج از سيستان سفر كرد و شخصى را بنام طاهر بن الحسين جانشين خود نمود طاهر طمع كرد كه خود مستقل و امير باشد تن بعصيان داد و چون خلف از سفر حج بازگشت و تمرد او را ديد ناگزير سوى بخارا رخت كشيد و از امير منصور بن نوح يارى خواست او هم او را يارى كرد و بسامان خود بازگردانيد . چون لشكرهاى منصور باتفاق خلف بسيستان رسيد طاهر شهر مقر خلف را بدرود گفت و باسفرار پناه برد و خلف در شهر خود قرار گرفت و لشكرها را مرخص و پراكنده نمود . چون طاهر بر آن وضع آگاه شد بسيستان بازگشت و ملك خلف را گرفت و خلف باز نزد امير منصور ببخارا رفت و امير هم او را گرامى داشت و نيكى كرد و باز سپاه عظيمى با او فرستاد و او بسيستان رفت و اتفاقا با مرگ طاهر تصادف نمود كه حسين فرزند او جانشينش شده بود و خلف او را سخت محاصره كرد و بسيارى از طرفين كشته شدند تا آنكه خلف غلبه يافت . چون فرزند طاهر وضع را بدان گونه ديد بامير منصور توسل و تضرع نمود و از او پناه خواست امير منصور عذر او را پذيرفت و او را نزد خود در بخارا خواند و خلف ابن احمد بامارت سيستان مستقر گرديد . روزگار او در آن امارت دوام يافت و اموال و رجال او فزون گشتند و چون توانائى خود را ديد مال مقرر خراج را از امير منصور قطع كرد و از فرستادن جامه و چاكر و باج خوددارى نمود . امير منصور لشكرها را تجهيز كرد و بجنگ او فرستاد و حسين بن طاهر را