ابو على در آنجا بود .
بيان بازگشت ابو على بخراسان
در آن سال ابو على بن محتاج بفرماندهى لشكرهاى خراسان منصوب و به او امر شد كه بنيشابور بازگردد سبب اين بود كه منصور از سپاه خراسان بستوه آمده و اداره كردن آن براى او سخت و ناگوار شده بود .
سپاهيان تمرد كرده و در پيرامون نيشابور مرتكب مفاسد شدند نامههاى منصور مبنى بر استعفاى پياپى براى امير نوح رسيد و او درخواست مىكرد كه فرماندهى براى اداره كردن آنها معين شود و او بحكومت هرات اكتفا خواهد كرد .
نوح هم ابو على را ببازگشت وعده مىداد تا آنكه منصور درگذشت . امير - نوح خلعت و درفش براى ابو على فرستاد و به او دستور داد كه بنيشابور برود او هم صغانيان را ترك و بنيشابور نقل مكان كرد و آن در ماه رمضان بود فرزند خود ابو منصور را جانشين خود نمود و چون بمرو رسيد مدتى در آنجا ماند تا كار خوارزم را سامان داد كه پريشان و دچار آشوب شده بود آنگاه راه نيشابور را گرفت و در ماه ذى الحجه وارد شد .
بيان جنگ مسلمين و روميان در صقليه
منصور علوى خليفه افريقا در سنه سيصد و سى و شش حسن بن على بن ابى الحسين كلبى را امير آن جزيره كرده بود او رفت و در آنجا مستقر گرديد چنان كه شرح آن گذشت .
روميان آن جزيره را چندين بار قصد و غزا كردند آنها از پادشاه قسطنطينيه مدد خواستند و او لشكرهاى بسيار براى يارى آنان فرستاد كه در محل « اذرنت »