سنه سيصد و سى و هشت
شرح حال عمران بن شاهين
در آن سال كار عمران بن شاهين بالا گرفت و نيرو يافت . آغاز كار او اين بود كه او از مردم « جامده » بود ( يك قريه در واسط ) . مرتكب چند جنايت شد . ( در كامل حبى جنايات بمعنى استيفا آمده و اين غلط ناسخ است . صحيح آن در تجارب الامم چنين آمده جنى جنايات از جنايت است براى اينكه تصرف در اصل كتاب نكرده باشيم به اين نكته اشاره نموديم ) بر اثر ارتكاب جنايت از بيم دولت گريخت و به محل « بطيحه » پناه برد ( درياچه معروف ) در آنجا ميان نى زار پنهان شد و بماهى گيرى اشتغال يافت كه قوت خود را از شكار مرغ و ماهى تأمين مىكرد پس از آن به راه زنى پرداخت گروهى از ماهى گيران بمتابعت او كمر بستند و عده از دزدان و راهزنان به او پيوستند او نيرو يافت و توانست از دولت رهائى يابد چون ترسيد كه دولت باز او را تعقيب كند از ابو القاسم بريدى پناه و يارى خواست ابو القاسم راهدارى و تأمين طرق را به او سپرد و بطائح ( درياچههاى معروف ) را به او واگذار كرد .
او هم بر عده و سلاح و نيروى خود افزود و سنگرها و قلعهها بر اطراف و تپهها بنا كرد و بطائح را از دولت حفظ و حمايت كرد .
چون او نيرومند شد معز الدوله براى سركوبى او ابو جعفر صيمرى را با سپاه فرستاد با او جنگ كرد و عيال و خانوادهاش را اسير كرد و خود عمران بن شاهين گريخت و پنهان شد و نزديك بود هلاك شود .
در آن هنگام عماد الدوله در فارس وفات يافت و سپاه او دچار اختلاف و اضطراب