باشند ( به زور ترك اسلام را كرده باشند ) و اگر يك سنگ از بنياد مسجد كنده شود تمام كليساها و معابد آنها را ويران كند و در صقليه يك كليسيا نگذارد .
همچنين در افريقا روميان به تمام شروط عمل كردند و خوار شدند .
امير حسن هم در صقليه ماند تا منصور وفات يافت و معز جانشين او شد آنگاه حسن نزد او رفت كه شرح آن خواهد آمد
بيان تمرد و عصيان جمان در رحبه و ماجراى او
جمان مذكور از اتباع توزون بود كه بعد بناصر الدوله بن حمدان پيوست ، هنگامى كه ناصر الدوله در جانب شرقى بغداد بجنگ معز الدوله مشغول بود ديلميان را تحت فرماندهى جمان قرار داد و او را بحكومت « رحبه » فرستاد زيرا بديلميان اعتماد نداشت .
جمان در « رحبه » عظمت و شوكت يافت و رجال به او ملحق شدند او تمرد كرد و « رقه » را قصد نمود كه « رقه » و « ديار مضر » را بگيرد . مدت هفده روز شهر « رقه » را محاصره كرد اهالى با او نبرد كردند و او را فرار دادند .
اهالى رحبه بر اتباع و ياران او شوريدند و آنها را كشتند زيرا بدرفتار و ستمگر و غدار بودند چون از ( رقه ) بازگشت شمشير را به كار برد و بسيارى از اهالى « رحبه » را كشت .
ناصر الدوله حاجب خود « ياروخ » را با لشكر فرستاد و در كنار فرات جنگ رخ داد جمان گريخت و در آب فرات افتاد تن بىجان او را از آب درآوردند و به خاك سپردند و اتباع او امان خواستند و تسليم شدند
.