فرستاد كه تعهد را مقرر و مال را دريافت كند . عماد الدوله هم نماينده را گرامى داشت و نسبت به او نيكى كرد و نيز ابو على را از آمدن رسول نوح آگاه كرد و او را از بدخواهى امير نوح و خيانت او بر حذر و خود را نسبت به او وفادار و دوست نمود ابو على بابراهيم كه در موصل بود پيغام داد و او را خواست كه كشور را به او بسپارد و امير نمايد . ابراهيم هم در همدان بملاقات ابو على رسيد و هر دو با هم خراسان را قصد كردند . عماد الدوله هم ببرادرش ركن الدوله نوشت كه براى گرفتن شهر رى شتاب كند او هم رفت و خراسان آشوب شد عماد الدوله هم رسول را بنااميدى برگردانيد و مال را نداد و گفت : مىترسم مال را ابو على در عرض راه ببرد و باز هم امير نوح را از ابو على ترسانيد و به او وعدهء يارى داد و ابو على را هم وعدهء مساعدت و فرستادن سپاه داد و به او گفت براى جنگ با امير نوح مبادرت كند .
ابو على هم لشكر كشيد و در نيشابور با امير نوح مقابله و جنگ نمود و امير منهزم شد و بسمرقند رفت و ابو على شهر بخارا را گرفت . پس از آن ابو على بابراهيم بد - بين شد و از او بريد . امير نوح هم لشكرهاى خود را آماده و بخارا را قصد و با عم خود ابراهيم جنگ كرد و در همان جنگ گروهى از سالاران ابراهيم بامير نوح ملحق شدند و بقيه گريختند و ابراهيم گرفتار شد كه امير او را كور كرد همچنين چند تن از خانواده را كور نمود
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٢