كرد و چون محاصره به طول كشيد ديسيم ناگزير درخواست صلح نمود و بمرزبان نامه نوشت او هم اجابت كرد و مرزبان شهر اردبيل را گرفت و نسبت بديسيم نيكى كرد و او را گرامى داشت و به آنچه سوگند ياد كرده بود وفا نمود . پس از آن ديسيم از مرزبان ترسيد و درخواست كرد كه او را بقلعه خود در طارم پناه دهد كه با خانواده خويش در آنجا زيست و با آنچه به دستش برسد قناعت كند و بمرزبان تكليف عنايت ننمايد . مرزبان پذيرفت و او را با خانواده خود در قلعه خويش پناه داد .
بيان استيلاء ابو على بن محتاج بر بلاد جبل ( كردستان ) و فرمانبردارى وشمگير
در تاريخ سنه سيصد و نوزده بيان كرديم كه ابو على بن محتاج امير - لشكرهاى خراسان از طرف سامانيان سوى شهر رى لشكر كشيد و شهر را از وشمگير گرفت وشمگير هم ناگزير بطبرستان پناه برد و ابو على پس از فتح شهر در آن اقامت گزيد و تا پايان زمستان در آن سامان ماند . پس از آن سپاهى سوى بلاد جبل ( كردستان و لرستان ) فرستاد و آن را گشود . برزنگان ( مولف عينا چنين وارد كرد كه معرب شده و اصل آن همان است كه مولف وارد كرده و عرب گاف فارسى را بجيم تبديل و تلفظ مىكند ) استيلا يافت . ابهر و قزوين و قم و كرج ( مقصود اراك و كره رود كه كرج ابو دلف معروف باشد نه كرج نزديك طهران ) و همدان و نهاوند و دينور تا مرز حلوان را گرفت و در همه جا حاكم و عامل نصب كرد و باج و خراج گرفت . حسن بن فيرزان ( فيروزان ) در آن زمان در سارى بود وشمگير او را قصد و محاصره نمود .
او ( حسن ) نزد ابو على رفت و از او يارى خواست وشمگير هم در شهر سارى نشست و در را بست . ابو على و حسن هر دو با هم در سنه سيصد و سى لشكر كشيدند و او را محاصره كردند و سخت گرفتند و هر روز بجنگ مىپرداختند و