دوباره شروع بگرد آوردن كرد اتباع او بوى نصيحت مىكردند كه ديلميان را از خود دور كند زيرا آنها هم از حيث نژاد و نوع و هم از حيث عقيده و مذهب مخالف او بودند ولى او پند آنها را نشنيد . مرزبان هم مالك آذربايجان شد تا آنكه ميان او و على بن جعفر وزير اختلاف واقع شد .
سبب اختلاف اين بود كه على با اتباع مرزبان بدرفتارى مىكرد . آنها بدشمنى او كمر بستند او احساس كرد و چاره جز اين نديد كه مرزبان را به تحصيل مال بسيار وادار كند كه آن مال را از شهر تبريز بدست آرد . مرزبان لشكرى از ديلميان همراه او كرد و سوى شهر تبريز فرستاد . او حيله برانگيخت كه اهالى شهر را آگاه كند كه مرزبان آن عدهء را براى اين روانه كرده كه از آنها مال بگيرد آنها را وادار كرد كه لشكريان را بكشند و ديلميان را از ميان بردارند و با ديسيم مكاتبه نمايند كه او بازگردد . آنها هم از او پذيرفتند و او بديسيم نوشت اهالى شهر هم شوريدند و ديلميان را كشتند ديسيم هم با لشكرى كه گرد آورده بود بتبريز رفت . مرزبان هم نسبت بكردان كه به او پناه برده بودند بدرفتارى كرده بود . چون آنها شنيدند كه ديسيم قصد تبريز را دارد سوى او شتاب كردند . چون مرزبان بر آن حال آگاه شد از رنجانيدن على بن جعفر پشيمان گرديد كه چرا بايد تفتين سخنچينان و دشمنان او را بشنود . او هم لشكرى تجهيز كرد و سوى تبريز كشيد . جنگ ميان او و ديسيم واقع شد و ميدان نبرد خارج شهر تبريز بود ديسيم و كردان شكست خورده گريختند و به شهر تبريز پناه بردند و مرزبان آنان را محاصره كرد . آنگاه شروع كرد بآشتى با على بن جعفر و جلب او و مكاتبه نمود و سوگندها ياد كرد و هر چه خواست داد و او خواهش كرد كه جز سلامت و ترك وزارت و گوشهنشينى چيزى نمىخواهد او هم اجابت كرد و براى او قسم خورد .
محاصره ديسيم هم سخت شد ناگزير شهر تبريز را رها كرد و سوى اردبيل روانه شد و على بن جعفر نزد مرزبان رفت و همه سوى اردبيل لشكر كشيدند .
عدهء هم براى ادامه محاصره شهر تبريز گذاشت و خود ديسيم را در اردبيل محاصره
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٧