تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
ماه رجب واقع شد . چون ابن رائق كشته شد اخشيد از مصر سوى دمشق لشكر كشيد در آنجا محمد بن يزداد نايب ابن رائق بود از اخشيد امان خواست و او را هم دوباره بامارت دمشق برقرار شد پس از آن او را بمصر برد و رئيس شرطه نمود . گويند ابن رائق شعر مىسرود از جمله اشعار او اين است . ( مؤلف بنام ابن رائق نقل كرده و قبل از اين باسم راضى وارد نموده كه اصل و ترجمه آن گذشت و خود مولف چنين گويد : ) گفته شد اين شعر راضى باللّه است كه گذشت .

بيان بازگشت متقى ببغداد و فرار بريدى

چون ابو الحسين بريدى بر بغداد استيلا يافت مردم عموما از بدرفتارى او تنفر كرد . عوام و سپاهيان از او دلتنگ و خشمگين شدند و چون ابن رائق كشته شد سپاهيان بفرار شتاب كردند و از گرد او پراكنده شدند . « خجخج » ( سالار ترك ) گريخت و بمتقى پيوست بريدى او را حاكم « راذانات » و پيرامون كرده بود . پس از آن « توزون » و نوشتكين » و تركها متحد شده و سوگند ياد كردند كه بريدى را غافلگير كنند و بگيرند ولى نوشتكين خيانت كرد و بريدى را آگاه نمود . بريدى احتياط و حذر كرد و ديلميان را نزد خود خواند . چون « توزون » او را قصد كرد ديلميان دفاع نمودند . « توزون » دانست كه « نوشتكين » خيانت كرده . از او رو برتافت و با عده بسيارى از تركان سوى موصل رهسپار شد و در پنجم ماه رمضان به آن سامان رسيد . فرزند حمدان با رسيدن تركان نيرومند شد و تصميم گرفت كه سوى بغداد لشكر بكشد سپاه خود را تجهيز كرد و لشكر كشيد و متقى را همراه خود برد . براى حكومت « ديار مضر » اعم از امارت و استيفا و ادارهء املاك ابو الحسن على بن طباب را برگزيد و از موصل سوى آن سامان كه شامل « رها » و « حران » و « رقه » بود روانه نمود . قبل از او در « ديار مضر » ابو الحسين احمد بن على بن مقاتل از طرف ابن رائق والى بود . هر دو با هم جنگ كردند و ابو الحسين بن مقاتل كشته شد و ابن طباب كامياب گرديد . چون ناصر الدوله و متقى نزديك بغداد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 103 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت