تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
خود برانگيخت . بعضى از عوام را هم در سپاه داخل كرد آنها شوريدند و بغداد را غارت كردند و آتش زدند و مردم را چه در شب و چه در روز گرفتند و بردند . متقى باللّه و ابن رائق هر دو سوى « ديالى » رفتند و آن در نيمه ماه جمادى الثانية بود . ابو الحسين هم از دو راه رود و كنار رسيد و جنگ واقع شد و عوام در دو كنار دجله بودند . با سپاهيان كشتى سوار بريدى نبرد و مقاومت مىكردند و بالاخره اهالى بغداد گريختند و و اتباع بريدى كاخ خليفه را گشودند و از راه آب ورود به شهر ورود نمودند و آن در تاريخ بيست و يك جمادى الاخره بود متقى و فرزندش امير ابو منصور با بيست سوار گريختند و ابن رائق به آنها ملحق شد و لشكر گريخته او هم بدنبال او بود كه همه بموصل رسيدند . وزير قراريطى هم پنهان شد مدت وزارت دوم او چهل روز بود . مدت امارت ابن رائق ( دومين بار در بغداد ) شش ماه بود . اتباع بريدى هر كه در كاخ از ملازمين خليفه بود كشتند و كاخ را غارت كردند و خانه‌هاى حرم را تاراج نمودند و غارت بغداد شب و روز دوام داشت . « كورتكين » ديلمى را كه در زندان خليفه بود آزاد كردند ابو الحسين او را نزد برادرش در واسط فرستاد و آن آخرين كار روزگار او بود . بقاهر هم آزار نرسانيدند . ( او كور بود زيرا چشم او را پيش از آن كور كرده بودند در تجارب الامم مىنويسد كه در آن آشوب از خانه بيرون رفت و سؤال ( گدائى ) كرد كه مىگفت : رحم كنيد بر كسى كه ديروز خليفه شما بود آنچه در خاطره مانده مراجعه بكتاب ) . ابو الحسين هم در كاخ مونس منزل گرفت كه ابن رائق در آنجا سكنى داشت بر غارت افزوده شد و يغما شدت يافت ابو الحسين « توزون » را رئيس شرطه ( پليس - شهربانى ) قسمت شرق و نوشتكين را رئيس شرطه قسمت غرب بغداد نمود و مردم اندكى آرام گرفتند . ابو الحسين از سالاران و فرماندهان كه با توزون بودند گروگان گرفت و زن و فرزند آنان را نزد برادرش ابو عبد اللّه بواسط فرستاد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 100 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت