تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
مال بسواران و سالاران كوتاهى كرد آنها از او تنفر كردند و مقام وزارت پست شد . فرزندان او در كارها مداخله و تحكم ميكردند و رشوه ميگرفتند او را وادار ميكردند كه در هر چند روز يك حاكم عوض كند بحديكه او در مدت بيست روز هفت والى براى كوفه عوض كرد . هر هفت والى هم در عرض راه به او احاطه و رشوه‌اى كه داده بودند مطالبه مىكردند . يكى از آنها صرف نظر كرد و شش تن ديگر سماجت كردند كه رشوه‌اى كه بفرزندان او داده بودند پس بگيرند . درباره او اين شعر گفته شد :
وزير قد تكامل فى الرقاعه * يوتى ثم يعزل بعد ساعه اذا اهل الرشا اجتمعوا الديه * فخير القوم اوفرهم بضاعة و ليس يلام فى هذا به حال * لان الشيخ اقلت من مجاعه
يعنى - وزيرى در حماقت و بىشرمى تكامل يافته . در يك ساعت يكى را والى مىكند و در همان ساعت او را عزل مىنمايد . اگر رشوه دهندگان نزد او جمع شوند بهترين آنها گران مايه خواهد بود نمىشود او را در اين حال ملامت كرد زيرا او از گرسنگى جسته است . كار بدتر شد كه ياران او در همه كار مداخله و تحكم ميكردند در اموال تصرف و احوال را فاسد و پريشان مينمودند . قواعد ملك فرو ريخت و نيت مردم بد و طمع فزون گرديد خليفه هم وزراء را عزل و حبس ميكرد و بتحكم زنان و خدام و دستور آنان تن ميداد . ممالك از دست او خارج شد و عمال در هر گوشه مملكت طمع كردند تا آنچه بعد از اين شرح خواهيم داد واقع شد . خليفه ناگزير وزير ابن فرات را از محبس احضار كرد و در يكى از - حجره‌هاى كاخ با احترام بازداشت كه با او در كارها مشورت كند . پس از اينكه اموال او را گرفت . به او نيكى كرد و مقرب داشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 121 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت