ابى طالب عليه السلام وفات يافت ( نقى هادى امام دهمين شيعه اثنا عشرى ) در سامرا .
او يكى از ائمه محسوب مىشود كه شيعيان امامى او را امام مىدانند . ابو احمد بن متوكل بر او نماز خواند . او در سنه دويست و دوازده متولد شده بود .
در آن سال صالح بن وصيف امارت مصر و قنسرين و عواصم ( جمع عاصمة كه مركز باشد ) را بديوداد واگذار كرد .
در آن سال مفلح اهالى قم را قتل عام كرد . كشتار عظيمى واقع شد .
در آن سال باز اهالى مارده در اندلس با محمد بن عبد الرحمن امير اندلس ستيز كردند . سبب اين بود كه آنها از قديم با پدرش مخالف بودند كه بر آنها غالب شد و بسيار از مردم آن شهر پراكنده شدند . بعد دوباره هر كه گريخته بود بازگشت و همه در آن شهر جمع شدند و باز تمرد كردند . محمد لشكر كشيد و آنها را محاصره كرد و سخت گرفت ناگزير تسليم شدند آنها را به شهر « قرطبه » منتقل كرد و اموال آنها را به خود آنها واگذار نمود آنگاه ديوار و حصار و باروى شهر مارده را ويران كرد ولى محل اقامت حكام و امراء را مستحكم نمود .
در آن سال « اردون » فرزند « ودمير » امير « جليقيه » در اندلس درگذشت .
« اذفونش » بسن دوازده سالگى جانشين او شد .
در آن سال ماه دچار خسوف شد ( مولف كسوف آورده كه براى آفتاب استعمال مىشود ) . خسوف ماه كامل بود كه هيچ چيز از آن ديده نمىشد .
در بلاد اندلس قحط و غلاى شديد رخ داد . آن قحط و خشكسالى از سنه دويست و پنجاه و يك متوالى و پيوسته بود تا سنه دويست و پنجاه و پنج كه خداوند آن را دفع كرد .
در آن سال دلف بن عبد العزيز بن ابى دلف عجلى باهواز رسيد . جنديشابور و شوشتر را گرفت و دويست هزار دينار خراج گرفت و بازگشت پدرش به او دستور آن جمله را داده بود .
در ماه رمضان نوشرى سوى مساور لشكر كشيد با او مقابله و جنگ كرد مساور
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٤