تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
يك سپاه ديگر بفرماندهى هاشم بن عبد العزيز به شهر « سرقسطه » فرستاد در آن شهر محمد بن لب بن موسى ( امير ) بود . هاشم شهر را گشود و محمد را اخراج نمود . عمر بن حفصون هم با او بود كه ما قيام و تمرد او را نسبت بامير اندلس بيان كرده بوديم او در حال تمرد و مخالفت « بريشتر » را قصد كرد كه امير اندلس بتمرد او اهتمام نمود و ما آن را در آينده بيان خواهيم كرد بخواست خداوند تعالى . . . در آن سال يك لشكر عظيم از مسلمين صقليه سوى « رمطه » رفت و شهر را ويران كرد و غنايم و اسير و برده بدست آوردند و بعد لشكر بازگشتند . امير صقليه درگذشت كه حسين بن احمد بود و سوادة بن محمد بن خفاجه تميمى جانشين او شد و به شهر مزبور رفت . با سپاهى عظيم سوى شهر « قطانيه » لشكر كشيد هر كه و هر چه در آن شهر بود هلاك نمود . پس از آن سوى « طبرمين » لشكر كشيد با مردم شهر جنگ و تمام مزارع آنها را تباه كرد . باز پيش رفت تا آنكه رسول بطريق روم رسيد و از او درخواست متاركه جنگ نمود او مدت سه ماه متاركه و سيصد اسير از مسلمين را فدا و آزاد كرد . و سواره سوى « بلرم » بازگشت .

بيان حوادث

در آن سال امارت مدينه و راهدارى راه مكه باحمد بن محمد طائى واگذار شد . يوسف بن ابى الساج كه امير مكه بود بر پدر غلام طائى شوريد كه او امير حاج بود . جنگ كرد و او را اسير نمود ولى سپاهيان بر خود ابن ابى الساج شوريدند و نبرد كردند و پدر غلام طائى را آزاد و خود يوسف بن ابى الساج را اسير نمودند و ببغداد فرستادند . جنگ ميان طرفين دم در مسجد حرام ( كعبه ) واقع شد . در آن سال عوام دير كهن را ويران كردند پشت آن دير نهر عيسى واقع شده . پس از تخريب هر چه در آن بودند ربودند و درها را هم كندند . حسين بن اسماعيل از طرف محمد بن طاهر كه رئيس شرطهء بغداد بود آنها را قصد نمود و از ويران كردن بقيه دير مانع شد . هر روز او وعده همراه او به محل دير رفت و آمد ميكردند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 258 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت