تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
چون از طبرستان خارج شد سپاه خود را سان ديد چهل هزار تن از آنها مفقود ( هلاك ) شده بودند اغلب اسبها و شترها و استرها و بارها و اموال نابود شده بود . خبر فرار حسن را هم بخليفه نوشت . پس از آن شهر رى را قصد كرد زيرا عبد اللّه ( سجزى ) پس از گريز حسن به آنجا رفته بود . چون نزديك رى رسيد بوالى شهر نوشت يكى از دو چيز يا تسليم عبد اللّه و بازگشت خود يا جنگ . والى كه صلانى بود عبد اللّه را تسليم نمود و يعقوب عبد اللّه را كشت .

بيان فتنهء موصل و اخراج حاكم

خليفه معتمد على اللّه « اساتكين » را بحكومت موصل منصوب كرده بود . او يكى از بزرگترين فرماندهان ترك محسوب مىشد . او هم فرزند خود « اذكوتكين » را براى حكومت موصل فرستاد و آن در سال دويست و پنجاه و نه بود . روز عيد نوروز از سال مزبور كه در سيزدهم ماه نيسان بود ( معتضد باللّه آن را تغيير داد ) « اذكوتكين » اعيان موصل را در ميدان در يك گنبد دعوت كرد . انواع آلات طرب و لهو و لعب را آماده كرد . آشكار باده نوشيد و كارهاى زشت را علنى كرد و نسبت بمردم بد رفتارى نمود . آن سال سرما شدت كرده و سر درختها را زده و ميوه و گندم و جو كمياب و قحط پديد آمده بود . با آن اوضاع در گرفتن باج و خراج افراط كرد و ماليات غله كه وجود نداشت از آنها مطالبه و اصرار نمود و سخت گرفت . هر كه اسبى خوب و تندرو داشت اسب را به زور از او مىربود . اهالى موصل بردبارى مىكردند تا آنكه يكى از اتباع او زنى را از معبر بعنف برد . آن زن تسليم نشد و يارى خواست مردى بنام ادريس حميرى كه پرهيزگار و قرآن خوان و نيك سيرت بود برخاست و آن زن را از دست آن متجاوز نجات داد . آن سپاهى نزد « اذكوتكين » رفت و از ادريس حميرى شكايت كرد او را احضار كرد و تازيانه زد . اين كار را بدون رسيدگى و محاكمه انجام داد . اعيان موصل همه در مسجد جامع جمع شدند و گفتند : ما