و اعراب باديهنشين را ( براى غارت ) دعوت كند . قبايل بسيار از اعراب آمدند و در محل « قندل » منتظر شدند . علوى هم سليمان بن موسى شعرانى را فرستاد و دستور داد كه او وضع و چگونگى هجوم بر بصره را به آنها بياموزد و او قبل از آن حمله كند تا بمتابعت وى هجوم برند و اول تمرين كنند بعد بجنگ بپردازند . بعد على بن ابان را فرستاد و عده از اعراب را با او روانه كرد بعلى بن ابان دستور داد كه از ناحيه بنى سعيد بر بصره هجوم كند . يحيى بن محمد بحرانى را هم دستور داد از طرف رود « عدى » بر بصره حمله كند گروهى از اعراب را هم همراه او فرستاد . نخستين كسى كه با اهالى بصره نبرد كرد على بن ابان بود در آن هنگام « بغراج » با عدهء از سپاهيان در بصره ( پادگان ) بود او مدت دو روز جنگ و دفاع كرد . مردم هم به او متمايل شده به يارى وى كمر بستند . يحيى بن محمد با همراهان او از طرف پل رسيد . على - بن ابان روز هفدهم ماه شوال هنگام نماز جمعه داخل شهر شد ، مىكشت و مىسوخت در تمام مدت جمعه و شب شنبه و روز شنبه بصره را ويران مىكرد . يحيى هم بر بصره هجوم كرد « بغراج » و « بريه » بمقابله و دفع او مبادرت كردند او هم بازگشت .
يك روز ماند و روز بعد باز هجوم كرد و وارد شهر شد . سپاهيان متفرق شدند .
« بريه » گريخت « بغراج » و عدهء او كنار گرفتند . ابراهيم بن يحيى مهلبى با او ملاقات كرد و براى اهل بصره امان گرفت . او هم امان داد . منادى ابراهيم ندا داد هر كه امان بخواهد به خانه ابراهيم برد . تمام اهالى بصره حاضر شدند و به خانه ابراهيم پناه بردند كه تمام اطراف خانه و كوى و برزن پر از مرد و زن شد ، چون يحيى بن محمد اجتماع آنها را ديد فرصت را مغتنم شمرد عهد شكنى و خيانت كرد و دستور داد همه را از دم شمشير بگذرانند و نگذارند يك تن بگريزد ، اتباع او شمشير را به كار بردند و فرياد مردم با اداى شهادتين بلند شد . آن خلق همه كشته شدند و بندرت چند تن گريختند و نجات يافتند . سپس خود به محل حربيه رفت ، در طبرى خريبه آمده و اين بايد صحيح باشد و آن غلط از ناسخ بوده ) . على بن ابان هم داخل مسجد جامع شد و آن را آتش زد و شهر بصره را هم از چند ناحيه آتش زد يكى از نواحى آن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٥