كردم هر چه كردم ) . مرا ملامت مكن در چيزى كه براى من سودى نداشته باشد .
دور شو از من . قلم قضا و قدر چنين جارى شده ( كه من بايد كريم و سخى باشم ) .
من مال را در دو حال سختى و خوشى تباه خواهم كرد . مرد كريم و سخى كسى باشد كه در تنگدستى هر چه دارد بدهد و سخا و كرم كند .
ابن بعيث يك ماه بعد از ورود به شهر سامره درگذشت .
گفته شد : در گردنش زنجير صد رطلى انداخته بودند . ( از شكنجه مرد ) فرزندان او جليس و صقر و بعيث در عداد چاكران ( شاكريه ) عبيد اللّه بن يحيى بن خاقان منتظم شدند .
بيان بيعت فرزندان متوكل براى ولايتعهد
در آن سال متوكل براى سه فرزند خود ( يكى بعد از ديگرى ) بيعت ولايتعهد گرفت . آنها محمد ملقب به « المنتصر باللّه » و ابو عبد اللّه محمد گفته شد نامش طلحه است يا زبير كه لقب او « المعتز باللّه » و ابراهيم لقب او « المؤيد باللّه » براى هر يكى از آن سه فرزند دو پرچم افراشت : يكى سياه كه به ولايت عهد اختصاص داشته و ديگرى سفيد كه براى كار باشد . ( براى سالارى ) .
بهر يكى از سه فرزند اماراتى كه آنها را شرح مىدهيم . بمنتصر افريقا و تمام مغرب زمين و شهرهاى بزرگ و مراكز و قنسرين و مرزها و شامات را و جزيره و ديار مضر و ديار ربيعه و موصل و هيت و عانه و انبار و خابور و بلوكهاى با جرمى و بحرين و سند و مكران و قندابيل و مرج بيت الذهب و بلوكهاى اهواز و مستغلات پايتخت كه سامرا باشد و بصره و « ماه سبذان » و « مهرجانفذق » و شهرزور و صامغان و اصفهان و قم و كاشان و جبل ( زاگرس و كرمانشاهان ) و ماليات عرب بصره را واگذار كرد .
( مؤلف بدون ترتيب وارد كرده ) اما معتز خراسان و توابع آن و طبرستان و رى و آذربايجان و بلوكهاى فارس را واگذار نمود بعد از آن چهل گنج و محل جمع