آنها را از خدمت دولت محروم نمود . هيچ يك از مسلمين هم حق تعليم آنها را نداشت . در ايام عيد و جشن هم نبايد صليب را حمل كنند . گورستان آنها را هم با زمين يكسان كرد كه هيچ قبرى بارز و نمايان نباشد . اين دستور را به تمام نقاط كشور نوشت كه اجرا شود ( در تاريخ طبرى عين دستور و نامه مفصلا نقل شده است ) .
اسحاق بن ابراهيم بن حسين بن مصعب برادرزاده طاهر ذو اليمينين درگذشت .
او رئيس شرطه بغداد بود ( رئيس شهربانى ) از زمان مأمون و معتصم و واثق و متوكل چون بيمار شد متوكل فرزند خود معتز را با گروهى از سالاران و بزرگان براى عيادت او فرستاد .
متوكل براى مرگ او سخت محزون و غمگين گرديد .
در آن سال حسن بن سهل كه در خوردن دارو افراط كرده بود درگذشت .
( او برادر فضل وزير مأمون و خود جانشين برادرش شده بود . پدر بوران و همسر مأمون و مرد بزرگوار بود كه مدتى مبتلا بسودا و مرض روحى شده بود و يكى از مفاخر ايران بشمار مىآمد ) مرگ او مرگ اسحاق بن ابراهيم در ماه ذى الحجه بود و در يك روز اتفاق افتاد .
گفته شد : حسن در سنه دويست و سى و شش درگذشت .
در آن سال و در ماه ذى الحجه رنگ آب دجله دگرگون و بسيار زرد شد كه مردم بيمناك شدند و بعد از سه روز باز رنگ ديگرى به خود گرفت سپس به حال عادى خود بازگشت .
در آن سال يحيى بن عمر بن يحيى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب را دستگير كردند و نزد متوكل بردند او را تازيانه زد و بزندان افكند . او عدهاى گرد خود جمع كرده بود كه قيام و خروج كند .
محمد بن ابراهيم موصلى موسيقيدان و مغنى شهير كه داراى علم و ادب و شعر خوب هم بود درگذشت ( او بزرگترين هنرمند و دانشمند ايرانى بود . گفته شده :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٩