گريخت و از تونس هم بيرون رفت و به محل « كتامه » پناه برد مدت دو ماه در آنجا اقامت گزيد و باز تونس را قصد كرد پادگان تونس با او جنگ كرده او را كشتند .
گفته شده : حسن پس از قتل اغلب بقتل رسيده بود زيرا اتباع اغلب پس از قتل او در ميدان جنگ پايدارى كردند و حسن بن حرب در همان ميدان كشته شد .
نعش حسن را پس از قتل بدار آويختند . نعش اغلب را هم به خاك سپردند و او را شهيد ناميدند .
اين واقعه در ماه شعبان سنه صد و پنجاه رخ داد .
بيان فتنه و شورش در اندلس
در آن سال سعيد يحصبى معروف بمطرى در اندلس در شهر « ليلة » خروج و قيام نمود .
علت شوريدن او اين بود كه شبى مىنوشيد و مست شد و ياران خود را كه از يمانىهاى اتباع علاء بودند و كشته شدند به ياد آورد در عالم مستى برخاست و پرچم برافراشت چون هشيار شد پرچم برافراشته را ديد تعجب كرد علت برافراشتن درفش را پرسيد به او گفتند : تو در عالم مستى آن را برافراشتى . خواست آن را فرود آرد و بپيچد ولى به خود گفت : من هرگز پرچمى را كه برافراشتهام فرود نمىآورم ناگزير ستيز و شورش را آغاز نمود .
يمانيها گرد او تجمع نمودند او هم « اشبيليه » را قصد و بر آن غلبه كرد . بر عده او افزوده شد عبدالرحمن امير ( اموى ) اندلس با لشكرهاى خود او را قصد كرد . مطرى در قلعه « زعواق » در يازدهم ماه ربيع الاول تحصن و عبدالرحمن او را محاصره نمود و سخت گرفت و مانع شد كه شورشيان ديگر به او ملحق شوند . در آن هنگام غياث بن علقمه لخمى با او متفق شده بود كه او در شهر شدونه اقامت داشت جمعى از سالاران