تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
خوددارى نمود تا آنها مستعد شدند و قبايل را جمع كرده و نيرو گرفتند . چون او بكشور آنها لشكر كشيد نتوانست آسيبى به آنها برساند . نهايت آرزوى او سلامت بوده . من هم براى اين آمده‌ام كه از تو اجازهء حمله بگيرم تا ننگ را بشويم و از دشمن انتقام بكشم . گفت : به تو اجازه دادم . گفت صد و بيست هزار مرد جنگجو به يارى من تجهيز و روانه كن . گفت : چنين مىكنم . گفت : اين كار از همه كس مكتوم بدار گفت : مكتوم مىدارم علاوه بر اينها ترا والى ارمنستان كردم . او با هشام وداع كرد و رفت هشام هم لشكرها را از شام و عراق و جزيره خواند و روانه كرد عدهء سپاهيان نزد مروان به صد و بيست هزار رسيد تظاهر كرد كه قصد لان و غزاى آن بلاد را دارد در همان هنگام هم بخزر پيغام متاركه و درخواست صلح نمود آنها هم قبول كردند و براى عقد پيمان صلح نماينده فرستادند چون نمايندهء خزر رسيد مدتى او را معطل كرد تا كاملا آمادهء حمله شد آنگاه او را احضار كرد و سخن درشت به او گفت و اعلان جنگ داد رسول هم نزد آنها برگشت ولى مروان او را با محافظين از طريق دور روانه كرد ( تا ديرتر برسد ) و خود از راه نزديك لشكر كشيد همين كه رسول نزد خزر رسيد مروان با سپاه مستعد مانند صاعقه بر آنها فرود آمد . رسول خبر داد كه مروان آمادهء حمله و از هر جا لشكر گرد آورده و مستعد شده ( ولى كار از كار گذشته بود ) پادشاه خزر با بزرگان قوم مشورت كرد همه گفتند او ترا فريب داده و اكنون وارد كشور تو شده اگر بخواهى لشكر جمع كنى مدتى خواهد گذشت و آنچه را كه تو ميخواهى گرد نخواهد آمد و اگر بخواهى با همين حال جنگ كنى حتما شكست خورده خواهى گريخت بهتر اين است كه بدورترين نقطه از كشور خود عقب‌نشينى و پناه ببرى و او را به حال خود بگذارى هر چه بخواهد بكند . او اين عقيده را پذيرفت و به جائى كه گفته بودند كوچ كرد . مروان هم وارد بلاد شد و همه جا را ويران كرد بر دور بود و گرفتار نمود و چند روزى در آنجا ماند تا آنكه مردم آن سرزمين را خوار كرد و انتقام كشيد . بلاد « سرير » ( پايتخت ) را هم گشود و مردمش را دچار و هلاك نمود . دژها را فتح كرد پادشاه ناگزير سر فرود آورد و اطاعت كرد و هزار و