ذى الحجه بود . هشام وليد بن تليد عبسى را بجاى وى برگزيد به او دستور داد كه حفر نهر آب موصل را انجام دهد او هم كار حفر را دوباره آغاز كرد و كوشيد .
در آن سال معاوية بن هشام از ناحيهء مرعش روم را براى جنگ و غزا قصد و با روميان مقابله و پايدارى كرد و بعد برگشت .
در آن سال جمعى از مبلغين بنى العباس بخراسان رفتند جنيد يكى از آنها را گرفت و كشت و گفت : هر كه را دستگير كنم كه از آنها ( مبلغين ) باشد خواهم كشت .
در آن سال سليمان بن هشام بن عبد الملك امير حاج شده بود . گفته شد ( او نبود بلكه ) ابراهيم بن هشام بن اسماعيل مخزومى بود .
عمال و حكام هم همان بود كه سال پيش حكومت داشتند .
سنه صد و چهارده
بيان ايالت مروان بن محمد در ارمنستان و آذربايجان
در آن سال هشام بن عبد الملك مروان بن محمد را كه پسر عم او بود بحكومت جزيره و آذربايجان و ارمنستان منصوب نمود . سبب اين بود كه او ( مروان كه بعد خليفه شد ) در لشكر مسلمه در ارمنستان بود هنگامى كه براى جنگ و غزاى خزر لشكر كشيده بود و چون مسلمه برگشت مروان نزد هشام رفت كه بطور ناگهانى و غير منتظره بر او وارد شد . مروان علت آمدن وى را پرسيد گفت : بستوه آمده بودم و آنچه را احساس مىكنم و در دل نهفتهام ممكن نبود بتوسط ديگرى بخليفه برسانم گفت : آن راز چيست ؟ گفت : ذلت و پريشانى مسلمين است و آمدن خزر بكشور اسلام و تجاوز و قتل جراح و غير آن از حوادث هجوم خزر و خوارى مسلمين .
امير المؤمنين همچنين صلاح دانست كه برادر خود مسلمة بن عبد الملك را روانه كند به خدا سوگند او از بلاد آنها فقط بجاى نزديك ( و بىاهميت ) رفته . از اين گذشته او بفزونى عدهء خود مغرور شد و بخزر اخطار كرد و از آغاز جنگ تا مدت سه ماه