بر سر او ايستاده بود كه او سرگرم گفتگو با اشراف بود . يكى از دوستان ابو عمره به او گفت : آيا مىبينى كه ابو اسحق ( كنيه مختار ) چگونه باشراف متمايل شده و بما موالى ( ايرانيان و ملل ديگر ) نگاه و توجه نمىكند . ( گفتگوى آنها به فارسى بود و خود ابو اعمره از ايرانيان بوده ) مختار از ابو عمره پرسيد كه آنها ( ايرانيان ) چه مىگويند ؟ ( او هم گفته آنها را نقل كرد ) مختار گفت : براى شما سخت و ناگوار نباشد شما از من و من از شما هستم مدتى خاموش شد و بعد اين را خواند :
« انا من المجرمين منتقمون » يعنى ما از تبه كاران و گناهكاران انتقام خواهيم گرفت چون آنها شنيدند به يكديگر گفتند : شما را خواهد كشت ( رؤسا و سالاران عرب كه در قتل حسين يا متابعت قاتلين شركت كرده بودند ) . نخستين فرمان و پرچمى كه براى يك امير برافراشت امارت عبد الله بن حارث برادر زاده مالك اشتر بر سرزمين ارمنستان بود . محمد بن عمير بن عطارد را هم بامارت و ايالت آذربايجان منصوب كرد . عبد الرحمن بن سعيد بن قيس را هم بامارت موصل برگزيد . اسحق بن مسعود را هم بايالت مدائن و سرزمين جوخى منصوب كرد . قدامة بن ابى عيسى بن زمعة نصرى همپيمان ثقيف ( قبيله مختار ) را بحكومت بهقباد اعلى ( بالا ) فرستاد .
محمد بن كعب بن قرظه را حاكم بهقباد اوسط نمود . سعد بن حذيفة بن يمان را ( از بزرگان شيعيان و فرزند صاحب پيغمبر و دوست على ) بحلوان فرستاد و به او دستور داد كه با اكراد جنگ كند و راهها را تأمين و اصلاح نمايد . فرزند زبير پيش از آن محمد بن اشعث بن قيس را بامارت موصل فرستاده بود . چون مختار رستگار شد و عبد الرحمن بن سعيد را بموصل فرستاد . محمد از موصل خارج و بتكريت رفت منتظر عاقبت كار شد ولى بعد نزد مختار رفت و بيعت كرد . چون مختار كارها را مرتب و منظم كرد و هر چه خواست بدست آورد خود را آمادهء رسيدگى به كارهاى مردم و داورى در قضايا نمود ولى بعد گفت : من كارهاى ديگرى بالاتر از كار قضا و داورى دارم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٤