و رستگارى . بخداوندى كه آسمان را سقف بىستون كرده و زمين را بساط بىپايان نموده شما هرگز بعد از بيعت على بن ابى طالب بهتر از اين بيعت نكردهايد و هرگز بمانند چنين بيعتى رستگار و راهنورد و هشيار نشدهايد . بعد از آن از منبر فرود آمد .
اشراف كوفه هم با او بيعت كردند و كتاب خدا ( قرآن ) و سنت پيغمبر را در بيعت خود شرط نمودند و نيز خونخواهى اهل بيت رسول و جهاد با روا دارندگان حرام و دفاع از ناتوانان و جنگ با دشمنان و مسالمت با دوستان را شرط نمودند يكى از كسانى كه با او بيعت كردند منذر بن حسان بود همچنين فرزندش حسان . چون از آنجا خارج شدند با سعيد بن منقذ ثورى روبرو شدند كه جماعتى از شيعيان با او همراه بودند چون شيعيان پدر و پسر را ديدند گفتند : اينها سر دسته ديوان متكبر جبار هستند .
منذر و فرزندش حسان را كشتند .
سعيد آنها را از قتل آن دو منع و نهى كرد و گفت . بگذاريد بمختار اطلاع دهيم تا او چه دستور دهد آنها قبول نكردند و بقتل آن دو مبادرت نمودند . چون مختار شنيد رنجيد . مختار بدلدارى و جلب اشراف شروع كرد و دوستى آنها را مغتنم شمرد .
رفتار خود را بهتر كرد و سياست و سيره نيكى اتخاذ نمود به او گفته شد كه ابن مطيع در خانه ابو موسى پناه برده او دانست و دنبال نكرد چون شب فرا رسيد صد هزار درهم براى او فرستاد و گفت : با اين مبلغ وسايل سفر خود را فراهم كن و برو . من بر خفاگاه تو آگاه شدم تو هم به علت تنگدستى قادر بر سفر نمىباشى و اين مبلغ براى مخارج راه تو داده شده . هر دو با هم دوستى داشتند . مختار از بيت المال نه هزار هزار درهم بدست آورد . بياران خود كه قصر را محاصره كرده بودند هر يكى پانصد درهم داد . به كسانى كه شب محاصره رسيدند و عده آنها شش هزار تن بود هر يكى دويست درهم داد كه آنها سه روز و سه شب با او ماندند مختار با مهربانى و روى خوش مردم را مىپذيرفت و اشراف را همنشين خود نمود عبد اللّه بن كامل شاكرى ( چاكر بايد باشد ) را رئيس شرطه خود كرد ابو عمره را هم فرمانده نگهبانان خود نمود . روزى ابو عمره
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 83
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٣