تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
كشيده مىشديد و حال اينكه شما هميشه مطيع دشمن و در خانه خود ساكن و آرام بوديد . اكنون با اين قيام و ستيز چه تصور مىكنيد آيا شما را آسوده و آزاد خواهند گذاشت ؟ به خدا قسم اگر آنها بر شما غالب شوند نخواهند گذاشت كه يك چشم از شما بينا و يك تن زنده باشد . آنها شما را بخوارى خواهند كشت و نسبت بفرزندان و زنان شما تجاوز و تعدى خواهند كرد به خدا سوگند هيچ چيز شما را نجات نمىدهد جز پايدارى و دليرى و بردبارى . جز زدن و دريدن و بريدن و از جان گذشتن چاره نيست . هان آماده حمله و هجوم باشيد . آنها زانو بر زمين زدند و منتظر فرمان او شدند كه حمله كنند . اما ابراهيم بن اشتر كه او با راشد كه با چهار هزار آمده بود مقابله نمود ابراهيم باتباع خود گفت : از فزونى عدهء اينها مترسيد . به خدا قسم بس اتفاق افتاده يك مرد دلير بهتر از ده مرد است . خدا يار بردباران و پايداران است . آنگاه خزيمه بن نصر را فرمانده سواران كرد . خود با پيادگان پياده شده و پيش رفت بعلم دار خود گفت پيش برو و آن عده يا اين عده را پيش ببر . طرفين سخت نبرد كردند . خزيمه بن نصر عبسى هم بر راشد حمله كرد و او را كشت و فرياد زد من راشد را كشتم . بخداى كعبه سوگند من او را كشتم اتباع راشد گريختند . ابراهيم و خزيمه و اتباع آنها پس از قتل راشد سوى مختار رفتند . بمختار مژده قتل راشد را داد نماينده آنها بمختار رسيد و خبر داد . مختار و اتباع او همه يكباره تكبير كردند قوت قلب يافته دلير شدند . اتباع ابن مطيع هم نااميد و خوار شدند . ابن مطيع حسان بن فائد بن بكر عبسى را با دو هزار لشكرى فرستاد آنها با ابراهيم مقابله كردند ابراهيم از پيوستن آنها باتباع ابن مطيع در محل سنجه مانع شد . آنها جنگ نكرده از حمله ابراهيم پراكنده شده گريختند حسان ماند كه بقيه اتباع خود را حمايت كند خزيمه او را شناخت به او گفت : اى حسان اگر خويشى در ميان نبود من ترا مىكشتم بگريز