يعنى طعمه نيزهها و شمشيرها ( مهندن ساخته هند ) قلب ترا متزلزل كرد كه از جاى خود زايل گرديد .
جنگ حشاك و قتل عمير بن حباب سلمى و ابن هوبر تغلبى
چون قبايل تغلب ديدند كه عمير بن حباب بجنگ و سركوبى آنها اصرار و ابرام دارد ، تمام تغلبيان شهرنشين و صحرانوردان را جمع كرد و به محل حشاك لشكر كشيدند . آن محل بر يك تل مرتفع نزديك شرعبيه و جنب براق واقع شده عمير هم قبايل قيس را باتفاق زفر بن حارث كلائى و فرزندش هذيل بن زفر بدان محل سوق داد . رئيس تغلب هم ابن هوبر بود .
آنها در پاى تل حشاك سخت جنگ كردند تا شب فرا رسيد كه دست كشيدند و روز بعد باز بنبرد پرداختند تا هنگام شب . هر دو عهد كردند كه از ميدان نگريزند و حرب را با پيروزى پايان دهند . چون عمير ديد كه دشمن سخت دليرى و پايدارى مىكند . زنان و كودكان را هم همراه آورده كه بحمايت آنها بكوشد بقبايل قيس گفت : من بهتر مىدانم كه از اين جنگ دست بكشيم و بر گرديم زيرا دشمن بمرگ تن داده . چون ما برگرديم و دشمن از از ما آسوده و مطمئن شود حتما سوى گله و دارائى خود برخواهد گشت آنگاه ما او را غافل گير و حمله و غارت خواهيم كرد . عبد العزيز بن حاتم بن نعمان باهلى به او گفت : تو سواران و دليران قيس را ديروز و قبل از آن بكشتن دادى اكنون بيمناك شده هواى حفظ گله و مال بسرت مىزند ؟ تو جبان هستى گفته شده : عيينه بن اسماء بن خارجه فزارى آن سخن و