تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
چون عمير بن حباب كشته شد مردى در كوفه نزد اسماء بن خارجه فزارى رفت و گفت : بنى تغلب عمير بن حباب را كشتند گفت : باكى نيست زيرا آن رادمرد در ديار دشمن در حال حمله كشته شد در حال فرار بعد اين شعر را گفت :
يدى رهن على سليم بغارة * تشيب لها اصداغ بكر بن وائل و تترك اولاد الفدوكس عالة * يتامى ايامى نهزة للقبائل
وزن مصراع اول مختل است و مؤلف و مصحح هر دو متوجه اختلال آن نشده‌اند و ما بدون تصرف و اصلاح بنقل عين آن پرداختيم ) . يعنى : دست من گرو يك غارت خواهد بود كه سرها از سطوت من سفيد خواهد شد ( براى سليم تعهد مىكنم ) فرزندان فدوكس ( قوم ) و يتيم و زنان آنها بيوه و در معرض غارت قبايل خواهند بود .

جنگ كميل

و آن محلى در موصل در جانب غربى دجله بود . علت وقوع آن جنگ اين بود كه چون عمير بن حباب سلمى كشته شد . تميم بن عمير ( فرزند مقتول ) نزد زفر بن حارث رفت و از او خواهش كرد كه بخونخواهى پدرش قيام كند او خوددارى كرد . هذيل بن زفر به پدر خود گفت : اگر تغلب بر آنها ( قيس ) پيروز شود براى تو ننگ خواهد بود و اگر آنها بر تغلب غالب شوند براى تو بدتر خواهد بود ( كه از يارى آنها خوددارى كردى ) زفر برادر خود را اوس بن حارث را بجانشينى خود در قرقيسيا گذاشت و تصميم گرفت بنى تغلب را غارت كند . خيلى سوى بنى فدوكس كه يك طايفه از تغلب بود روانه كرد . مردان را كشت و زنان را اسير