تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
مصعب از عرب هفتصد تن كشت و به همان اندازه هم از ايرانيان ( يا غير عرب ) كه عجم باشند ) كشت . عده مقتولين بالغ بر شش هزار مرد بود . مختار هم بسن شصت و هفت كشته شد . تاريخ قتل او چهاردهم ماه رمضان سنه شصت و هفت بود . گفته شده مصعب ابن عمر را ديد و بر او سلام كرد . ابن عمر به او گفت : تو همان هستى كه هفت هزار تن از اهل قبله ( مسلمين ) در يك دم كشتى ؟ اين حال را تغيير بده ( توبه كن ) مصعب گفت : آنها كافر و فاسق و فاجر بودند . ابن عمر گفت : به خدا قسم اگر تو به همان اندازه گوسفند از ارث پدرت مىكشتى چنين كشتارى اسراف محسوب مىشد . ابن زبير بعبد اللّه بن عباس گفت : آيا خبر قتل كذاب ( مختار ) به تو نرسيده . گفت : كذاب كيست ! گفت : ابن ابى عبيد . گفت : خبر قتل مختار را شنيدم ( او را كذاب ندانست ) گفت : انگار تو كذب او را انكار مىكنى ؟ كه من او را كذاب خوانده‌ام يا بر كشتن او دريغ دارى ، گفت : او مردى بود كه انتقام ما را كشيد و قاتلين ما را كشت و بخونخواهى ما قيام كرد و ما را تشفى داد پاداش او از ما دشنام و شماتت نخواهد بود . عروة بن زبير بابن عباس گفت : كذاب كه مختار باشد كشته شد و اين سر اوست كه نزد ماست . ابن عباس گفت : يك دشوارى و راه ناهموارى براى شما مانده اگر شما بتوانيد از آن راه سخت و پست و بلند بگذريد كه رستگار خواهيد شد و گر نه هرگز . مقصود او از آن سختى بودن عبد الملك بن مروان بود . هدايايى مختار همواره بابن عمرو ابن حنيفه مىرسيد و هر دو ( كه پرهيزكار بودند ) آن هدايا را قبول مىكردند ( ابن عمر شوهر خواهر مختار بود )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 155 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت