عمرو احداث شهر كوفه سه سال و هشت ماه بود .
چون سعد بكوفه درآمد بعمر نوشت كه من در كوفه محلى را برگزيدم كه حيره و فرات است . هم صحرا و هم درياست ( كنار رود فرات ) دو گياه در آن مىرويد ، حلفا ، سفى دو گياه مختص صحرا و به همين نام ميان اعراب تا امروز هم معروف است - كنايه : هواى بيابان را دارد ) من مسلمين را ميان انتخاب يكى از دو محل مخير كردهام كه آيا در مدائن بمانند يا بكوفه منتقل شوند . هر كه اقامت در مدائن را برگزيد او را مانند پاسدار در آن محل برقرار نمودم . چون اعراب در كوفه اقامت نمودند خود را شناختند و هر چه باختند دوباره بدست آوردند كه قواى تحليل رفته را باز يافته آرام گرفتند . همچنين اهل بصره با چنين اجازه خانههائى از نى ساختند ( كه مانند آنها تا كنون در عراق است ) . اهل بصره هم در همان ماهى كه اهل كوفه قرار گرفتند مستقر شدند آن هم در سه نوبت رحل افكندند . عمر به آنها نوشت كه لشكر در هر دو جا آماده نبرد و مدد باشد . من ميل ندارم با تصميم شما مخالفت كنم ولى ميل دارم همواره هوشيار و آماده كارزار باشيد بعد از آن در خانههائى كه از نى ساخته شده حريق افتاد . هم خانههاى كوفه و هم بصره سوخت از عمر اجازه خواستند كه خانهها را با خشت بسازند . حريق كوفه سختتر بود . سعد هم عده بعنوان نماينده براى كسب اجازه از عمر فرستاد كه بتوانند خانههاى خشتى بسازند . آنها خبر آتشسوزى را دادند و از او اجازه خواستند كه خشت و گل را برپا كنند و او هم گفت بسازيد ولى هيچ يك از شما نبايد بيش از سه خانه ( حجره - غرفه ) بسازد و بنيادها را هم بلند مكنيد ، سنت را در نظر بگيريد حتما دولت هم قرين سنت خواهد بود ( مقصود عدم توسعه و افراط در بناى خانه و قصر و افزايش موجبات تكبر ) . نمايندگان با همان دستور سوى كوفه مراجعت كردند . عمر هم بعتبه و اهل بصره مانند آن دستور را داد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٥٢