تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
زبر و غليظ بود كه ما آن را چهار لا مىكرديم و در تابستان زير خود مىانداختيم ولى در زمستان آن را دو لا كرده نيمى زير و نيمى رو مىكشيديم . عمر گفت : اى حفصه از طرف من به آنها بگو : پيغمبر چيزهاى زائد را حذف كرد و به اندازه ضرورت و احتياج ضروريات را بجاى خود نهاد و خود بدان نحو زيست من نيز اضافه بر حاجت نخواهم پذيرفت و هر چيزى را در محل خود خواهم گذاشت و نخواهم افزود من و دو يار گذشته من ( پيغمبر و ابو بكر ) هر سه مسافر هستيم كه مسافر نخستين توشه خود را برداشت و به منزل رسيد . دومى هم مانند او همان راه را پيمود و به مقصد رسيد . سيمى هم راه آن دو يار را گرفته ميخواهد به آنها برسد . اگر راه ديگرى بگيرد هرگز به دو يار خود نخواهد رسيد و به آنها نخواهد پيوست مگر آنچه را كه آنها پسنديدند بپسندد و آن توشهء كه برگزيدند اختيار كند و برفتار آنها تن بدهد و گر نه جدا خواهد ماند و به مقصد نخواهد رسيد .