ناگفته نماند : چيزى بر خدا از چيز ديگر آسانتر و دشوارتر نميتواند باشد و همه نسبت به خدا يكسانند و گرنه لازم ميايد كه خدا كاريرا با مشقّت انجام دهد و آن سبب عجز خداست ( معاذ الله ) .
به نظر ميايد اهون بودن خلقت دوّم نسبت بذات آنست كه پيداست شروع هر چيز از اعادهء آن پر معونه تر است يعنى :
اعمال قدرت در اعادهء آفرينش كمتر از اعمال آن در آفرينش اوّل است .
الميزان بعد از نقل و ردّ جوابهاى اشكال ، نظر داده كه : اهون نسبت به كار مردم است يعنى چون اعادهء شىء نسبت بمردم آسان است پس نسبت به خدا آسانتر است ، در اثبات اين مطلب از ذيل آيه كه * ( وَلَه الْمَثَلُ الأَعْلى فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * است .
استفاده كرده كه عميق و قابل دقّت است .
هون :
( بضمّ - ه ) و هوان و مهانت بمعنى ذلَّت و خوارى است . در قرآن مجيد فقط با همزه باب افعال تعديه شده * ( وَمَنْ يُهِنِ الله فَما لَه مِنْ مُكْرِمٍ . . . ) * حج : 18 . آنكه خدا خوارش كند او را عزيز كنندهاى نيست .
* ( الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ ) * انعام : 93 . امروز كيفر داده ميشويد عذاب خوارى را يعنى عذابى را كه بوسيلهء آن خوار ميشويد لذا بعضى آن را « عذاب ذى الهون » گفتهاند در جوامع الجامع هون را خوارى شديد فرموده است . مهين :
( بصيغهء فاعل ) خوار كننده .
* ( وَلِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ ) * بقره : 90 .
مهان : خوار شده . * ( يُضاعَفْ لَه الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَيَخْلُدْ فِيه مُهاناً ) * فرقان : 69 .
هوى :
هوىّ ( بضمّ هاء و فتح آن ) بمعنى فرود آمدن است « هوى الشىء هويّا و هويّا : سقط من علو الى اسفل » چنان كه در قاموس و اقرب الموارد و در مجمع ذيل * ( وَالنَّجْمِ إِذا هَوى ) * گفته است .
بقول راغب : هوىّ ( بضمّ اول )