تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
وجودش را فرا گرفته بود در مقابل موسى و هارون تسليم نشد نبوّت آنها را تكذيب كرد و از پذيرش امتناع نمود و با كمال غرور گفت : * ( أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى ) * موسى آمده‌اى تا با جادوى خودت ما را از ديارمان بيرون كنى ؟ ! ! ما هم سحرى در مقابل سحر تو مياوريم روزى را معيّن كن كه بدون عذر در آن روز گرد آئيم و با جادوگران ما مبارزه كن تا جواب جادوى تو را بدهند . موسى فرمود : روز عيد و آنگاه كه مردم در وقت چاشت جمع گردند روز ملاقات ما باشد . « طه : 47 - 59 » موسى و ساحران فرعون مأمورانى به اطراف فرستاد تا عدّهء زيادى ساحر از هر طرف جمع كرده بپايتخت آوردند فرعون قول داد كه در صورت غلبه بموسى از مقرّبين درگاهش خواهند بود . موسى بساحران فرمود * ( وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى الله كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَقَدْ خابَ مَنِ افْتَرى ) * واى بر شما به خدا نسبت دروغ ندهيد و با اين آمادگى خود مرا مانند خودتان جادوگر قلمداد نكنيد من مأمورى از جانب آفريدگارم ، خدا شما را با عذابى در اين صورت خواهد كوبيد هر كه به خدا دروغ بندد زيانكار است . . . عده‌اى گفتند : اين دو برادر دو جادوگراند ، ميخواهند شما را بوسيلهء جادو از ديارتان برانند و طريقهء شريفتان را از بين ببرند و شما را به خود برده كنند ، حيلهء خود را يك جا كنيد و در برابرشان صف آرائى نمائيد هر كه امروز پيروز گرديد نجات يافته است . ساحران گفتند : موسى تو اوّل سحر خودت را به كار مىبندى يا ما اوّل به كار بنديم ؟ موسى گفت : نه شما اوّل بياندازيد ، جادوگران سحر خويش را به كار بردند ، مردم از سحر آنها چنان خيال كردند كه ريسمانها و عصاهائيكه به زمين انداخته‌اند بمارها مبدّل شده و حركت ميكنند و حتى خود موسى
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 310 | سيد علي اكبر قرشي