عقيده دارند كه آن باسم و خبر نصب ميدهد . سيرافى گويد : آن در نزد بنى عقيل حرف جرّ زايد آيد . و براى آن سه معنى نقل كردهاند اوّل ترجّى و اميد . بعضى آن را توقّع گفتهاند كه شامل اميد به رسيدن محبوب و ترس از وقوع مكروه است . دوّم :
تعليل كه جمعى از جمله اخفش و كسائى آن را حتمى دانستهاند . سوّم استفهام كه نحاة كوفه گفتهاند .
لعلّ اگر در كلام انسان واقع شود معنايش روشن است ، چون انسان از آينده با خبر نيست ميتواند هر جا لعلّ به كار برد ولى استعمال آن در كلام خدا كه داناى غيب و آشكار است چه معنى دارد ؟
بعبارت ديگر ، خدا چرا فرموده * ( لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ) * شعراء : 3 . با آنكه ميدانست رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خودش را براى عدم ايمان مردم خواهد كشت يا نه ؟
در جواب اين سؤال چند قول و وجه هست اوّل : لعلّ در اين گونه موارد براى تعليل است * ( ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) * بقره : 52 .
يعنى بدان علَّت عفو كرديم كه شكر كنيد ابو البقاء در كليّات گفته : هر لعلّ در قرآن بمعنى تعليل است مگر * ( لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ) * شعراء : 129 كه بمعنى تشبيه است ( اقرب ) ولى اثبات اين كليّت مشكل است مثلا در آيهء * ( « فَلَعَلَّكَ باخِعٌ » ) * كه گذشت تعليل معنى ندارد .
راغب گويد : بقول بعضى مفسّرين لعلّ از خدا در جاى واجب العمل است و در بسيارى از مواضع آن را به « كى » تفسير كردهاند .
دوّم لعلّ گاهى براى اميد و توقع گوينده است مثل * ( لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ ) * مؤمنون : 100 . و گاهى براى اطماع و اميدوار كردن مخاطب مثل * ( فَقُولا لَه قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّه يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى ) * طه : 44 . يعنى اميدوار باشيد كه متذكَّر شود يا بترسد و هرگاه در كلام خدا واقع شود براى ايجاد اميد در مخاطب است .
سوم : اميد مقامى نه متكلَّمى .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 193
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٩٣