تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
مىشود . آنها را از قلعه فرود آورده در خانه دختر حارث كه زنى از بنى النجار ( طايفه ) بود باز داشتند سپس پيغمبر بمركز بازار مدينه ، خندقى در آنجا كند و آنها را در كنار آن گردن زد ميان آنها حى بن اخطب و كعب بن اسد كه رئيس آنها بود كشته شدند . عده آنها شش يا هفتصد تن بود گفته شده از هفتصد تا هشتصد بودند . چون حى بن اخطب را دست بسته ( كتف بسته ) آوردند گفت : به خدا من خود را در دشمنى نسبت به تو ( رسول ) ملامت نكرده‌ام . خداوند هر كه را بخواهد سرنگون كند مىكند . سپس بمردم گفت : از امر خداوند و كتاب ( آسمانى ) و قضا و قدر باكى ندارم . اين كشتار بر بنى اسرائيل مقدر و مقرر بوده . او را نشاندند و گردنش را زدند . از آن عده فقط يك زن كشته شده كه مرتكب جرم شده بود . ( سنگ آسيا را بر خلاد انداخت و او را كشت ) . ارفعه دختر عارضه هم از آنها بود كه كشته شد . از ميان آنها ثعلبه بن سعيه و اسيد بن سعيه و اسيد بن عبير اسلام آوردند ( و از قتل نجات يافتند ) رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم اموال آنها را تقسيم فرمود . بهر يكى از سواران سه قسمت داد كه دو قسمت براى اسب و يك قسمت براى جنگجو اختصاص داد بهر يك پياده كه اسب نداشته باشد يك سهم داد . سواران سى و شش بودند . خمس را هم دريافت . اين نخستين غنيمتى بود كه خمس آن محسوب و سه سهم از آن به سوار اختصاص يافت . پيغمبر هم ريحانه دختر عمرو بن خنافة از بنى قريظه را به خود اختصاص داد . خواست با او ازدواج كند او گفت : بگذار من كنيز و برده باشم زيرا در اين كار نسبت به مالك خود سبك بار خواهم بود . پس از آن زخم سعد عود نمود و خداوند دعاى او را اجابت فرمود ( گفته بود زنده بمانم تا انتقام از يهود بگيرم ) در خيمه خود كه در مسجد زده شده جان سپرد ، پيغمبر بر بالين او حاضر شده بود . همچنين ابو بكر و عمر ، عايشه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 212 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت