تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
* ( بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُه ) * انبياء : 18 . حق را در مقابل باطل ميگذاريم كه مغز باطل را ميشكافد و بطلان آن را آشكار مىكند مراد ظاهرا براهين حقّ در مقابل باطل است . * ( قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ) * سباء : 48 . به نظر الميزان مراد از « الحقّ » قرآن است يعنى خدا قرآن را نازل مىكند و بقلبم ميندازد و او علَّام الغيوب است . * ( وَقَدْ كَفَرُوا بِه مِنْ قَبْلُ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ) * سباء : 53 . مراد از قذف غيب ظاهرا ايرادات واهى بر معاد است و چون از فاصلهء بعيد رساندن بهدف مقدور نيست شايد مراد از اين تعبير آنست كه ايرادات آنها ضررى بمعاد ندارد .
قرء : جمع كردن . « قرء الشّىء قرءا و قرآنا : جمعه و ضمّ بعضه الى بعض » خواندن را از آن قرائت گويند كه در خواندن حروف و كلمات كنار هم جمع ميشوند راغب گويد : « القرائة ضمّ الحروف و الكلمات بعضها الى بعض فى التّرتيل » ولى بهر جمع قرائت نگويند مثلا وقتى كه گروهى را جمع كردى نميگوئى « قرئت القوم » . . . * ( فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِالله ) * نحل : 98 . چون قرآن خواندى به خدا پناه بر * ( وَإِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَه وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ) * اعراف : 204 . چون قرآن خوانده شود گوش كنيد و ساكت باشيد تا مورد رحمت قرار گيريد . هر دو امر را حمل بر استحباب كرده‌اند و چه بهتر است كه موقع تلاوت قرآن همه ساكت شده و گوش بدهند رجوع شود به « نصت » . قروء * ( وَالْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ : قُرُوءٍ . . . ) * بقره : 228 . قروء جمع قرء است . و آن بر طهر و حيض هر دو اطلاق مىشود ، گفته‌اند آن از اضداد است ابن اثير در نهايه ميگويد : قرء از اضداد است بر طهر اطلاق مىشود و آن قول شافعى و اهل حجاز است و بر حيض اطلاق مىشود و آن مذهب ابو حنيفه و اهل عراق مىباشد ، اصل
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 260 | سيد علي اكبر قرشي